تبليغاتX
امام زمان(عج)

امام زمان(عج)
امام زمان - نامه به امام زمان - امام حسين - نوحه - مداحي - ثارالله

اعوذ بالله من نفسی و من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

.:: نشان حک شده روی ? ::.
سلام

دیروز که پست پایین  رو نوشتم و در آخر پست یادی از سردار رشید اسلام حاج احمد کاظمی
با یارانش کردم .....

سینه ام پر سوز و محزون شد ...

طاقتم تموم شد ....نفسام سنگین شد ....

همه خاطرات برام زنده شد بودن ..

پیش خودم گفتم مثل سالهای گذشته یاد حاجی رو  گوشه ای از  قلبم یاد می کنم ....
مثل سالهای گذشته ...

ولی نشد ، گفتم بالاخره بعضی ها دل دارن دیگه ، بیام بگم اونا هم شریک شن تا یاد شهدا  برای همه زنده باشه ....

 تقریبا یک سال قبل شهادتش ، حاج احمد رو دیدمش ....

سه تا رفیق داشتم و دارم که دوتاشون سید هستن و یکی شون هم از بچه های باصفا...

این رفیق با صفامون کنارم ایستاده بود ...حاج احمد تا ایشون رو دید باهاش دست داد ....

الان دارم تجسم میکنم حاجی کلامی گرم  و قدم هایی آسمانی داشت ....

به ماهم لبخندی زد .....رفت

 لبخند موقع رفتنش  هیچ وقت یادم نمیره  .....

انگار نه انگار حاجی سردار بزرگیه ...
خیلی خاکی افلاکی بود...
براش این بزرگی خیلی کوچیک بود همون جا حسش کردم ...

وقتی خبر رو شنیدم خشک شدم ...
روز عرفه ... چه لحظه ای ... عجب پروزای در چه روز زیبایی...
خوش به سعادتت حاج احمد کاظمی، سردار عزیزم...
همون رفیق باصفامون هم  تماس گرفت گفت فلانی: سردار...اون روز یادته فهمیدی چی شد ؟...

آره رفقا حاج احمد هم پرواز کرد .....
ای ای  سن ما که قد نمی داد تا مهدی زین الدین ، همت و باکری ها ببینیم ....

ولی این شهید بزرگوار رو از نزدیک دیدیم و احساسش کردیم ....


((عکس ها از وبلاگ شهید احمد کاظمی ))

یه درس خیلی زیبا که بهش رسیدم و ای کاش که کاملش کرده بودم ..... اینه :

دو جا هست که انسان رو آسمانی میکنه ..... 

اولی بیابان  ـــــــــــــــ دومی خوده آسمان  

حاجی این درس ها رو سال ها بود تموم کرده بود !

حاجی آسمانی بود ....

آسمانی تر شد.....



آرزوی شهادت داشت .... (از وصیت نامه شهید.. )
بهش رسید !.........شهادت

رفقا ! بعضیا می گن بیابون افسون داره .......اگه افسونش بگیره دیگه کار تمومه
ما هم  گرفتار افسون بیابون شدیم و در حسرت آسمون
ولی ای کاش راه آسمانی شدن رو پیدا می کردم

خیلی دلم هوایی شده ....
انشاالله انشاالله انشاالله
ما هم آرزوی شهادت ....! 
هیچ اثری نماندن بر روی زمین ! 
(( آرزوی شهادت بر جوانان عیب نیست ))
حالا که تا اینجا با هم اومدیم برای شادی روح سردار عزیز حاج احمد کاظمی و یارانش

۱۴ صلوات ختم کنید


*****************************************
ای خدای مهربون ....همیشه در محضرت بودم
با گناهام ناراحتت کردم جای جای زمین رو آلوده کردم ...
خدای مهربانم با همه بدی هام می دونم که هیچ وقت منو رهایم نکردی ....
من بد بودم ....تو خوب بودی و هستی .....من اومدنیم ، میام پیشت  ....
ولی تو ماندنی بودی و هستی ...

خدایا هیچ وقت از رحمتت نا امیدنشدم و نیستم .... می دونم خیلی کریمی ...خیلی بخشنده ای....

خدای مهربانم  بعد این چند صباحی عمری که بهم دادی حدا اقل اینا رو فهمیدم که تو باعثش بودی :


که   پدر و مادر عزیزم  به عشق اهل بیت(ع) از اسماء مبارکشون روی من حقیر نام گذاری کردن و به من حقیر  با این کار نور اهل بیت (ع) رو بهم  هدیه دادن و یادمه از کوچیکی لباس مشکی عزای امام حسین (علیه السلام ) رو  تنم می کردن و  برای گرفتن حاجات و گرفتن  شفاعت از امام حسین (علیه السلام ) و اولادش و به عشق حضرت عباس (علیه السلام ) برام نذر می کردن...

 و پدر مهربانم و بزرگوارم که نور امام حسین (علیه السلام ) رو تو دلم روشن و زنده میکنه ...
و مادرم مهربانم که نورحضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیه ) رو تو دلم روشن و زنده میکنه ....
و اینکه منو تا به اینجا رسوندن و امام زمانمو بهم شناسوندن....
با همه این احوالات خداوندا سپاسگزارم که مرا آفریدی و به دست اینچنین انسانهایی پرورش دادی .....
تا نچندان دعای به درگاهت برای آنان کنم و برای ولی ات دست عاجزی به سویت دراز کنم تا فرجی بر دلها کنی......

پروردگارا ، دستی عاجزانه و کوته از همه جا به سویت آورده ام گرچه شرمسارم
به حق امام حسین علیه السلام و اولادش  پدر و مادر مرا شامل رحمتت قرار ده و  با آنان محشور بگردان .....الهی آمین. 

پروردگارا سخنانم بس حقیرانه از زبانی عاجز بیرون می آید ....
باز هم در این حال امید دارم که رحمتت را ازمن حقیر دریغ نمی نمایی که لطف و کرمت بیش از این است...
که اگر غیر از این باشد هیچ شکایتی ندارم ...
چون تو پروردگار یکتایی و  من بنده حقیر رو سیاه تو  و مطیع به امرت....
 و اگر مرا بخشیدی از روی محبت و مهربانی و رحمت بی پایانت است.....

پروردگارا جانی به من دادی ....
منه حقیرت در مقامی نیستم که اینچنین جسارتی نمایم ....
ولی پروردگارا چندین صباحیست که سر راهی بیتوته کردیم تا که شاید ، جمال دلربایی ببینیم ....
به گمانم که شاید فصلی دگر ، باز آید ...
به گمانی که زمانی در راهست !
در این فصل خزانت
 در این عید عزیزت
رسم قربانی به راهست ....؟

الهی الهی .... می شود چیزی بگویم !  می شود نایی بنالم .....

می شود یک خواهشی کوچک نمایم !...
الهی الهی می توانم شوم قربانی راهت .......
به کدامین راه قدم می نهد بنده با صفایت !؟!
تا شوم قربانیت سر راهش؟
چیزی جز این نمی خواهم .... الهی !
نه نه ! شاید این جانم ارزشی ندارد !
الهی ای کاش لحظه ای این قلب سنگینم نوایی از نوای یا حسینو .. یا حسینت بنوازد ...
تا که ارزش دهد به این جان بی لیاقت....
تا که شاید به بپذیری جان این  بنده حقیرت .

امروز چشمم دوباره به چند خطی که برای دل پرگناهم گفته بودم افتاد به دلم افتاد تا دوباره اینجا بگم

آه آه  که چشمم پر گناه هو رویم سیاه  است  --------------  دلم از گناه پر خون و شرمسار  ز رویت
نگاه مکن ! ای یوسف زهرا به این دل --------------  دلی که درد تو را ندارد پر گناه است
 

 

 التماس التماس التماس دعا برای فرج آقا امام زمان روحی و ارواحنا فداه

اللهم عجل لولیک الفرج

برای شادی رو ح پاک امام شهدا و شهدا صلوات ختم کنید

حتما        دانلود کنید        حتما
یاد واره شهیدان عملیات خیبر(۱) ....شهدا ما برای شما چه کردیم ؟ حجم فایل۱.۲مگابایت
جهت دانلود ، روی گزینه های  بالا راست کلیک کرده و از منوی باز شده گزینه save target as رو انتخاب کنید،
از صفحه باز شده  مسیرذخیره فایل  رانتخاب ودکمه
save را زده تا دانلود شروع شود.

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/28ساعت 5:14  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 
.:: نشان حک شده  روی قلبم ::.  سلام
طاعات و عبادات همه قبول حق باشه انشاالله .
الان كه دارم اين پست رو مي نويسم  ساعت ۱۲:۳۰ شبه
نامه اي به دستم رسيده كه باعث شد برگردم البته برگشتنم قطعی بود تاریخ نداشت به ماند کلی حرف برای گفتن هست........... منتهی ....
همه می دونید که شهدا مقدم اند حرف من که دردی دوا نمی کنه...

ولی یاد  شهدا مثل مرحم  زخمه عاشقای شهادته  ....
****************
جانبازها آئینه رشادت اند و درسی برای ساقی بودن ها و ساقی ماندن ...
****************

شیمیایی ها همیشه از سینه هاشون طراوت بهشتی میاد .....
یه موقع هوس بهشت کردی فقط باید سینه اشونو رو ببوسی ....
***************


آره رفقا دیگه چی بگم
برای شروع یه فصل جدید اونم خزان.......
عجب فصل پر معنایی و خیلی خیلی ماه پر معنایی رمضان!!!
 چه حرفای ناگفته ای داره این خزان ......!
 بماند یه پست مفصل از خزان می نویسم .... اگه عمری موند ....
اتفاقا بی مناسبت نیست خیلی هفته خوبیه و البته  من این پست رو میزارم به حساب دو تا شهید که جواب منو دادن و با عث برگشتنم شدن ......

********************************************************************
شب ولادت حضرت ابالفضل علیه السلام  بود... ما ه گذشته رو میگم  ....
سیدمهرداد ( مداح هیئتمونه ) بعد زیارت جامعه کبیره تو حیاط مسجد   شروع کرد به گفتن .....
البته قبلا گفته بود منتهی من ضبط نکرده بودم  که به اسرار من شروع کرد به گفتن ......

*******************
خاطره یک جانباز...

************
جهت شادی روح پاک شهدا و امام شهدا صلوات

میگه !!! تو ارتفاعات بازی دراز خمپاره شصت خورد جلوم و تمام بدنم رو ترکش گرفت و پاهام رو نمی تونستم حرکت بدم روی تپه رو نگاه کردم دیدم کسی از بچه ها نیست ، خودمو آماده شهادت کردم تو دلم بود یک دفعه  گفتم یا حجت بن الحسن ، یا صاحب الزمان به فریادم برس ، غریبم ..........
 اینو گفتم چند لحظه بعد...
دیدم یه آقایی با لباس بسیجی ،  چهره نورانی  و محاسن زیبا ، چهره زیبا و قد بلند اومد جلو.
 گفت : بیا تا بیمارستان صحرائی برسونمت ؛
گفتم آقا بیمارستان صحرائی خیلی دوره !.... آخه نمیشه  برادر!
فرمود که خدا کریمه !
شما سوار شید پشتم !
خم شد !!! و من هم سوار بر پشت ایشون شدم ......
حرکت کردیم .... و شروع کرد صحبت کردن تا درد رو فراموش کنم ..... تپه رو پیچیدیم کمی رفتیم جلو تر دیدم........... اه....
 جلوی  بیمارستان صحرایی هستیم !!! 
تعجب کردم که چرا اینقدر زود رسیدیم ....
منتهی  زیاد متوجه جریان نشدم............
 من رو سپرد به دکتر و پرستارا ...
من رو بردن اتاق عمل و عملم کردن
 بعد جریان عمل  از دکتر پرسیدم این آقایی که من رو رسوند اینجا   کو ؟؟؟؟؟
دکتر گفت : گفته به شما بگم که اگه پرسیدی که من کی بودم  بگو  من همونی هستم که

صداش زدی ..............

سید گفت : بنده خدا  از اون وقت تا به حالاهمیشه صداش میزنه یا حجت بن الحسن .............

***********************************

آره آقا من پستم و خارم ...من خیلی گنه کارم   ....
ولی شما خیلی کریمی ....
آقا خیلی بزرگی که هر جا از بچه های سپاهت تنها و غریب ، زخمی و  پر شکسته گوشه ای میفته میرسی به فریادش ....
 خیلی غریب نوازی آقاجان..............
آقا به خدا ما هم غریب نوازی بلدیم آقای من ....
فقط آقا رخی بنمای .....
خودت خوب می دونی رخ ندیده اسیرتیم آقا ....
رخ نشون بدی از اسیری در میایم آقا ....
 آخه آقا پرواز بلدیم .... هنوز یادمون نرفته ....
 پرواز میکنیم برات آقا دور سرت می چرخیم یبن الحسن ........
آقا خیلی نوکرتم .....
این رو خوب می دونی ......
آقا گرچه همیشه دیر می فهمیم آقا اومدی رفتی ولی...
آقا این هم می دونی که  هنوز معرفت داریم که همیشه صدات بزنیم
یا صاحب الزمان .... یا حجت بن الحسن ....
 ادرکنی ادرکنی ادرکنی


*************************

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج

جهت شادی رو ح پاک شهدا و امام شهدا صلوات

التماس میکنم برای فرج آقا امام زمان در این ماه عزیز دعا کنید

التماس میکنم .....

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 2:5  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

رفقا این چند وقته عطر شهدا همه جا پیچیده انگاری شهدا دوباره زنده شدن

گمانم  دیگه  وقتش شده ..............

این جمعه ای که گذشت زیارت جامعه کبیره هیئت چه کرد با دلها اصلا انگاری خود شهدا هم حضور داشتن این جریان وصیت نامه ها رو یکی دوتا از بچه ها فقط میدونستن در تعجبم به دل سید چه طوری کانال
زده  بود .........

این جمعه هم مثل جمعه های دیگه سید داشت زیارت جامعه کبیره میخوند ولي

وسط جامعه یه چیزی گفت که دل همه رو سوزوند آتیش زد به دل همه

گفت: خدا بیامرزه شهید حسنی رو همین بچه کرج بود من با اون مأ نوس بودم اون با یک چشم مصنوعی ، فک مصنوعی یه آدم عجیبی بود  نه با کسی کاری داشت نه از کسی دلخوری داشت سید میگفت اينها جامعه(جامعه کبیره) رو معنی کردند.

سید  آرام آرام   شروع کرد با یه روضه خاصی به خواندن :

یه پلاستیک مشمایی داشت که داخلش خاک بود هر چی بهش میگفتیم این چیه نمی گفت فقط بعد شهادتش وصیت کرده بود اینو بزارید زیر سرم و روی قبرم تا اینکه چند سال پیش شهید شد.

 و وصیت نامه اش :

 گفته بود من توی سنگر بودم که یه خمپاره شصت دقیقا" خورد تو سنگر تمام بدنم ترکش خورده بود و کسی هم نبود کمکم کنه رفیقام هم همشون شهید شده بودند میگه دیدم دارم جون میدم نه مادر کنارمه نه پدر کنارم نه کسی کنارمه به دلم نگاه کردم دیدم یه آقایی رو دیدم که با عالم برابری نمی کنه که از پدرم عزیز تره از مادرم عزیز تره یکدفعه با همه ی وجودم صدا زدم یا صاحب الزمان یا حجت بن الحسن ، میگه سنگر تاریک او گرد و غبار همه جا روگرفته منم چشمم نمی بینه با یه چشمم دارم میبینم و خون همه بدنم رو گرفته ؛ صدا زدم یا صاحب الزمان لحظاتی گذشت دیدم یه آقایی اومد سنگرم روشن شد بوي عطر عجیبی سنگر رو گرفت فهمیدم که حجت بن الحسنه میگه اومد سر منو به زانو گرفت یه نگاه به من کرد سلام دادم میگه کنارم نشست آقام رو دیدم به من گفت تو زنده می مونی تو چند سال دیگه شهید میشی حرف زدیم با آقا حجت بن الحسن , میگه آقام وقتی که رفت،
 از خدا کمک خواستم با همه ی وجودم خاکهای زیر نعلین آقا رو جمع کردم این خاکا ها رو توی پلاستیک ریختم وصیتم اینه که این خاک هارو زیر سرم بزارید آخه میخوام خاک پای آقام توی قبرم باشه .................

برای شادی روح پاک شهدا صلوات

آقاجان یعنی دم جون دادن  بالای سر ما  هم میایی ؟ ..............

برای شادی روح پاک شهدا صلوات 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

 اللهم عجل الولیک الفرج  

از همین جا از تمامی زیارت جامعه خوانهای هیئت الفائزون و مسجد جامع و تمامی رفقا تشکر میکنم که زیارت جامعه رو هر هرفته خوب اجرا میکنند مخصوصا" مداح عزیز مون  آقای سید مهرداد حسینی که واقعا نفسشون گرمه و به دل میشینه انشاالله که همه زیارت جامعه خوانها در رکاب آقاشون شهید بشن .

{ التماس دعا برای فرج آقا }

   

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 5:51  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

السلام علیک یا صاحب الزمان روحی فداه

اینجا بوی شهدا می آید 

می خواستم قبل این دوتا پست سالروز راه اندازی  و بلاگ   رو خدمت امام زمان روحی فداه  و محبان حضرت  تبریک بگم  ولی  حضرت پیش دستی کردن با این کارشون شرمندمون کردن
 آره این
جریان وصیت نامه ها رو میگم منم دیدم اینها  خیلی واجبترن دیگه تبریک نگفتم
ما هم اینو میزاریم به حساب یک هدیه از طرف حضرت که به ما دادند
انشاالله که بتونیم جبران کنیم

خواهشا" برای احترام به شهدا حداقل  ما ها که هیچ کاری نکردیم برای شهدا

 لااقل تمام وصیت نامه هارو بخونید قسم نمی دمتون ولی نامردید اگه نخونید

(( نظر هم نمی خواد بدید اگه خوندی نظر تو دلت دادی ارزش داره گوش ما بعد از گذشت این چند وقت پر ازاین حرفها . از مطلبت استفاده کردم ، چقدر زیبا گفتی و نوشتی  ... از اینجور حرفا ،   جدی میگم دیگه خسته شدم از این تیکه پاره کردن تعارفات بسه دیگه کافیه  رسمش این نیست ))

میگم تا به حال من هیچی نگفتم همش بی ارزش بوده ولی این وصیت نامه ها بی ارزش نیستن 

ببینید که با دلها چه کردند
عاشقانه سوختن او پر کشیدن رفتن
به خودم میگم که خیلی بی معرفتم  خیلی بی معرفتم
رفقا رفقا یه روز میشه که سر به زیر بندازیم و شرمنده گی رو با خودمون ببریم تو صحنه محشر اونوقت باید چه کنیم
چی بهشون بگیم
هیچی چی میخواهیم بگیم !!!
بگیم شما گفتید حجاب هم جهاده...... بگیم حجاب بمونو رعایت کردیم !!
 گفتید نماز جماعت ، مسجد ها رو دانشگاه ها رو مدارس رو خالی نزارید ... چی بگیم !!
بگیم بهشت رو به بهائی فروختیم
الان نمی تونم چیزی بگم وای به حال روز محشر
الان زبانم بند آمده دلم میلرزه اشکم جاریه
وای به حال گنه کارم که روز قیامت چه احوالی دارم
شرمم گرفته از اون روزی که میخوان منم تو امام زاده طاهر علیه السلام یا هر جایی دیگه بلعخره هر جا باشه  دفن کنن اونجا چه طوری روم به شهدا بیفته ؟
شرم دارم از روز قیامت به خدا و رسول خدا و بقیه چی میخوام بگم
الهی الهی تو که دوست نداری بنده ات شرمنده باشه
الهی الهی الهی اگه خواستی جون منو بگیری یه لطفی بکن خدا میدونم که دست رد به سینه

دلشکسته نمی زنی آ خدا
یه جایی یه طوری جون منو بگیر که ، ....نمی خوام بگم شهید ولی طوری بیام پیشت که شرمنده نباشم
ای خدا یه چیز بگم  آی خدا گفتن آرزو برای جوون عیب نیست خدا ،

 آرزو دارم در رکاب یوسف زهرا سلام الله علیه  باشم او شهید بیام پیشت خدا جونم 


 (( فرازی از وصیت نامه شهدا ))

 

  
نام  :محمد                                                    محل شهادت : شلمچه
 نام خانوادگى  :اسحاقى
 نام پدر :صفت‌اله
 تاريخ‌تولد  :02/12/1340
ش.ش   :2011
 محل‌صدورشناسنامه   :تهران
  تاريخ شهادت  :01/01/66
 نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
 شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
 استان  :بنيادشهيداستان‌تهران
 شهر :اداره‌بنيادشهيدكرج
نام شهيد : محمد اسحاقى   
نام پدر : صفت ا...

                                                      بسمه تعالى 
اگر اسلام از كشته شدن من پايدار است پس گلوله ها بر من بباريد.
.......................                     .................................        .....................

 هميشه بعد از نماز امام را دعا كنيد

 نام  :محمود                                                      محل شهادت : 
 نام خانوادگى  :ترابى
 نام پدر :مرتضى
 تاريخ‌تولد  :02/07/1343
 ش.ش   :13
 محل‌صدورشناسنامه   :كرج
  تاريخ شهادت  :08/03/63
 نوع حادثه  :توسط ضدانقلاب
 شرح حادثه  :توسطضدانقلاب-درگيرى‌مسلحانه
استان  :بنيادشهيداستان‌تهران
 شهر :اداره‌بنيادشهيدكرج 
نام پدر : مرتضى خان
            

بسم الله الرحمن الرحيم

الذين امنوا هاجروا و جاهدوا فى سبيل الله با اموالهم و انفسهم اعظم درجه الله و اولئك هم الفائزون .
آنان كه ايمان آوردند و از وطن هجرت گزيدند و در راه ايمان و جانشان جهاد كردند آنها را نزد خدا مقام ابدى است و آنان
بالخصوص رستگاران دو عالمند

با سلام به منجى عالم بشريت حضرت ولى عصر آقا امام زمان سلام الله عليه و نايب بر حقش بنيانگذار جمهورى اسلامى امام خمينى و با سلام و درود بر شهيدان صدر اسلام تا كربلاى خونين ايران و با سلام  درود بر شما امت حزب ا... كه با كمكهاى بى دريغ خود رزمندگان دلير اسلام را يارى نموديد و تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خونتان در راه اهداف اسلامى كوشش و فعاليت خواهيد كرد . امت حزب الله ديگر چيزى باقى نمانده است كه كربلاى حسينى را به دست تواناى رزمندگان اسلام آزاد سازيم فقط تقاضايم از شما برادران و خواهران حزب اللهى اين است كه امام عزيزمان را دعا كنيد هيچ‌وقت چنين رهبرى را بدست نخواهيد آورد به رهنمودهاى امام گوش فرا دهيد و مسجدها را خالى نكنيد كه مسجد سنگر است و همچنين نماز جمعه ها فراموش نكنيد كه همين  نماز جمعه‌را ها است كه دشمن زبون را به‌لرزه انداخته است امت حزب الله شما به‌جز اسلام و قرآن به چيزى ديگر فكر نكنيد و مطمئن باشيد كه پيروزى از آن ماست . پيامم به شما جوانان غيور حزب اللهى اين است كه وحدت داشته باشيد و هميشه در جبهه هاى حق عليه باطل حضور داشته باشيد و سنگرهاى دانشگاه و مدارس و مسجدها را پر كنيد و همچنين به نماز جماعت
برويد و امام عزيزمان را دعا كنيد .

 

محمود کرمی

 
 نام  :محمود                                                        محل شهادت :
 نام خانوادگى  :كرمى
 نام پدر :ابوالقاسم
 تاريخ‌تولد  :11/04/1342
 ش.ش   :494
 محل‌صدورشناسنامه   :تهران
  تاريخ شهادت  :15/12/62
 نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
 شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
 استان  :بنيادشهيداستان‌تهران
 شهر :اداره‌بنيادشهيدمنطقه‌8)غرب(
 وصيت‌نامه   :1618901-محمود-كرمى    

 

                                                   «بسمه تعالى »

السلام عليك يا حسين بن على (ع)
السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)
فلم تقتلوهم و لكن الله قتلهم و ما رميت اذ رميت ولكن الله رمى
(آيه 17 انفال )«
پس شما آنها را نكشتيد بلكه خدا آنها را كشت و شما تير نيانداختيد خدا بود كه تير انداخت.
با درود و سلام خدمت ولى‌عصر امام زمان (ع) و نايب بر حقش امام خمينى و با درود به روان پاك تمام شهداى اسلام خدمت پدر عزيزم حاج ابوالقاسم كرمى سلام عرض ميكنم.
اينجانب محمود كرمى دانشجوى دانشگاه امام جعفر صادق (ع) از پدر و افراد خانواده‌ام و ساير اقوام و دوستان و اساتيد محترم دانشگاه امام جعفر صادق (ع) حلاليت مى‌طلبم و اميدوارم كه همه برادران و خواهران عزيز بديهاى ما را مورد عفو قرار بدهند
تا كوله‌بار گناه ما سبكتر شود.
پدر عزيز از اينكه بدون اجازه شما و خانواده راهى جبهه هاى حق ضد باطل شدم پوزش ميطلبم و اميدوارم مرا ببخشيد زيرا در آن لحظه كه تصميم به رفتن گرفتم فقط مجذوب آن نيروئى بودم كه مرا به سمت خود مى‌كشيد و به فكر چيز ديگرى نبودم.
پدر عزيز من از درى از درهاى بهشت وارد شدم كه كليدش در درست خداست و خداوند اين در را فقط براى مجاهدين باز مى‌كند
همچنان كه مولا على (ع) فرمود:فان الجهاد من ابواب الجنه.الله لخاصه اوليائه
و خير و صلاح زندگى من و ساير مسلمين وارد شدن از اين در است زيرا عدالت فقط تحت شمشير است چنانكه رسول اكرم (ص) فرمود:الخير كله فى السيف و تحت ضل السيف.
پدر عزيز هر شهيد منطقى دارد كه آن منطق را فقط شهيد و آن كسى كه در راه شهادت حركت ميكند مى‌فهمد امام حسين (ع) را فقط يارانش درك كردند و گرنه ساير بنى‌هاشم مى‌گفتند كه پسر رسول (ص) خدا در اشتباه است پدر منطق شهداى ما هم منطق حسين (ع) و ياران حسين (ع) مى‌باشد پس اى پدر عزيز دعا كن تا خداوند شهادت فرزندت را قبول كند تا شما هم مفتخر به عضويت خانواده‌هاى شهداى اسلام بشويد و آن وقت است كه بايد به سر قبر مادرم بروى و به او بگويى كه فرزندت راه همان كسى را رفت كه هميشه برايش غذاى نذرى مى‌پختى راه حسين بن على (ع).
پدر اگر خدا ناكرده لحظه‌اى بفكرت خطور كند كه اى كاش نمى‌گذاشتم پسرم برود به جبهه ،من از دست تو راضى نيستم زيرا كه
زمان زمان پرواز در آسمان شهادت است و من هم افتخار ميكنم كه پرنده كوچكى از پرنده‌هاى بلندپرواز مى‌باشم لذا پرواز حق من است .
پدر عزيز من معتقدم كه درس چندين ساله‌اى را كه مى‌بايست در دانشگاه امام جعفر صادق (ع) مى‌خواندم در اينجا خواندم و در
مدت كوتاهى مدركى را گرفتم كه در هيچ دانشگاهى داده نمى‌شود و آن مدرك شهادت است
 و
   الان من جزو فارغ‌التحصيلان دانشگاه
امام حسين (ع) هستم.
پدر در آخر از تو و از ساير برادران و خواهران و همچنين از كليه افراد خانواده‌ام خواستارم كه واجبات را ترك نكنيد زيرا الان
زمان انجام دادن واجبات است .و ضمنا لبيكها را فراموش نكنيد و هر روز بعد از هر نماز بگوئيد لبيك يا ثار الله لبيك يا حسين بن
على (ع) و لبيك يا خمينى .زيرا اين لبيكها است كه پشت دشمنان اسلام را به لرزه مى‌اندازد.
راه كربلا فقط از راه جهاد و شهادت است .
والسلام


محمود كرمى اعزامى از منطقه 10 پايگاه مقداد لشكر رسول خدا

تيپ 3 ابوذر گردان بلال گروهان شهادت

 

 نام  :نصراله                                                      محل شهادت :
 نام خانوادگى  :لطفى
 نام پدر :عبدالحسين
 تاريخ‌تولد  :26/09/1345
 ش.ش   :154
 محل‌صدورشناسنامه   :كرج
  تاريخ شهادت  :13/07/61
 نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
 شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
 استان  :بنيادشهيداستان‌تهران
 شهر :اداره‌بنيادشهيدكرج

 

«بسم الله الرحمن الرحيم»
«وصيت نامه شهيد نصر اله لطفى»
اينجاب از دوردست وبازوى قدرتمند شما كه دست خداوند بالاى آنست ميبوسم وبر اين بوسه افتخار ميكنم .
درود بر خمينى بت شكن اميد مستضعفان جهان ، شكر وسپاس خداى را كه برآدم منت نهاد تا خود انتخاب گرراه خود باشد
.
كلا انسان در دوران زندگى خود توسط خداوند امتحان مى شود ودر ايـن زمان خـداوند ما را با اين جنگ كه بين حق وباطـل است امتحان مى كند ومن اميدوارم كه از اين امتحان سرافراز بيرون آيم ودر اين امتحان بايد از جان ومال وغيره گذشـت وبهتريـن جا براى گذشتـن از اين چيـزهاى مادى رفتن به جبـهه بود كه من آن را انـجام دادم وبراى تـداوم راه حـق واسـلام وبيهوده از
بين نرفتن خون شهداى اسلام من از تنها چيزى كه اختيارش دردست خودم بوده گذشتم وجان خود را درراه خدافدا كردم واميدوارم كه خدا از سر تقصيرات من بگذرد وگناهان مرا ببخشد ومن در اين راه كه بايد راه حسين را دنبال كنيم شهيد شوم وبه اين درجه از والايى برسم .
در آخر از برادان ومادرم وخواهران ودوستان وآشنايان ورفقا حلاليت مى طلبم واگر من شهيد شدم هرچه دارم كه به پول مى ارزد
بفروشيد وبه حساب 100امام واريز كنيد.
اگر من شهيد شدم مرا در امامزاده طاهر نزديك قبر دوست شهيدم رسول على پور منورى دفن كنيد واگر بـرايتان امـكان دارد هر دو
هفته برسر قبرم آييد وبراى من وديگر شهداء فاتحه بخوانيد

                                        والسلام عليكم ورحمت الله وبركاته
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار

  

فیروز مهدی زاده

 نام  :فيروز                                                    محل شهادت :
 نام خانوادگى  :مهدى‌زاده
 نام پدر :نوراله
 تاريخ‌تولد  :02/03/1338
 ش.ش   :752
 محل‌صدورشناسنامه   :ساوجبلاغ
  تاريخ شهادت  :16/09/65
 نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
 شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
 استان  :بنيادشهيداستان‌تهران
 شهر :اداره‌بنيادشهيدكرج
نام شهيد : فيروز مهديزاده
نام پدر : نور الله

درهر چيز بجز راه تو ترديد کنم   من ذره‌ام و طواف خورشيد كنم
من آمده‌ام در باره عهد خود را   با خون تو اى شهيد تجديد كنم
 

بسمه تعالی

 
  خداوندا قسم به درياهاى پهناور ، به دشتهاى وسيعت ، به كوههاى سر به فلك كشيده ات . اگر صدها بار جانم را بگيرند باز
از زيادت و عظمتت غافل نخواهم شد و در هر جا روم راه تو جويم در دل‌شبهاى تاريكت به پا خيزم به دشت و كوه گردم ياد تو گردم ، ولى باز گويم خدايا خداوندا ، تنها تو را دارم و در درياى هولناك ، ياد تو جويم ، خدايا ، خداوندا ، تا مرا نيامرزيدى از دنيا مبر زيرا به عشق تو با عاشقان تو همراه شدم .
 و اماما نداى تو ر اشنيدم و با ياران و همراهان خروشيدم و مى گويم ، لبيك يا امام ، تا حسين بن على بداند كه راهش هم اكنون ادامه دارد . خدايا ، خداوندا ، به وحدانيتت قسم ياد مى كنم ، تا خونم ريخته نشود از پا
ننشينم تا بتوانم با نثار خون خود به دشمنان اسلام بفهمانم كه دين حق چگونه آبيارى مى شود . با درود و سلام به منجى عالم بشريت حق امام زمان (عج) و با درود و سلام به رهبر كبير انقلاب ، ياور مستضعفين ، امام خمينى و با سلام به خانواده شهدا و اسراى دربند رژيم بعثى عراق و با سلام به خانواده شهدا و جانبازان چون وظيفه شرعى دانستم وصيتنامه اى بنويسم و براى آخرين  بار با شما عزيزان سخنى بگويم . پروردگارا ، تو خودت شاهد باش كه من از مادر و برادران و همسر و فرزندانم سير نشده ام كه به جبهه آمده ام ، بلكه به رضاى تو و به خاطر تو اين راه را انتخاب كرده ام . پروردگارا ، من در اين دنيا چيزى ندارم كه در راه تو بدهم به جز جان ناقابل فداى تو مى كنم ، تو بخشنده و مهربانى ، از گناهانم درگذر مرا جزء شهدا و بندگان شايسته ات قرار بده اكنون كه موقع جنگ است همين طورى كه امام فرموده اند گوش به فرمان امام باشيم ، همين طورى كه قرآن مى فرمايد ( اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولى الامر منكم ) اطاعت كنيد فرمان خدا و رسول خدا را يا صاحبان امر كه الان صاحب امر ولايت فقيه مى باشند .........................
...........................
...........................
و در رابطه با دفن بنده مرا در امامزاده طاهر دفن كنيد و روى قبر من فقط سنگ يك تخته بگذاريد و چيزى ديگر لازم نيست و شبهاى
جمعه مرا فراموش نكنيد .

*********************************
اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود
و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین
و اصحاب الحسین الذین بذلو امهجهم
دون الحسین علیه السلام  

************************

 شادی روح شهدا ۳ صلوات

*********************

 اللهم عجل الولیک الفرج

  نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/07ساعت 9:22  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

 

السلام علیک یا بقیه الله

چند روز پیش اتفاقی یک سی دی به دستم رسید که  وصیت نامه شهدای منطقه خودمون و وصیت نامه حاج همت داخلش بود البته این سی دی برای شخص دیگه ای از بنیاد شهید استان تهران تهیه  شده بود ولی نمی دونم چه ربطی به من پیدا کرد  . شاید هم اتفاقی نبوده یه تلنگری برای من رو سیاه گنه کار بوده که ببینم و اقعا عشق کجاست و کیه ؟ حرفهای دل چیه ؟

شاید در این ظلمات اینهم یه نوری باشه برای من و رفقا ، خواهش میکنم برای احترام به شهدا خواهشا" متنها رو کامل بخونید برای اینکه حرفهای دله ......

ببینید چه عشقی داشتن قلبشون چه نوری داشته خیلی زیبا قلم زدند

حقیقتا" من برای شهدا هیچ کاری نکردم شرمنده ام

شهدا ببخشید ..........

من نمی تونم برای شهدا چیزی بنویسم آخه لازم به نوشتن نیست خودشون دنیای کتاب اند دنیای عشق و معرفتند ........

به نظر من وصیتنامه های شهدا کامل ترین کتابها هستند آخه قلبها یی پرنورو  با تقوا داشتند
وامام زمان روحی فداه همراهشون بوده حتما نوشته هاشونم
پر از حکمت و درسه...........

(( فرازهایی از و صیتنامه های دوبرادر شهید))

نام : خیر محمد

نام خانوادگی : سیاوشی 

نام پدر :احمدعلى

تاريخ‌تولد :02/04/1342

ش.ش :2

محل‌صدورشناسنامه :ملاير

تاريخ شهادت :06/05/66

نوع حادثه :حوادث ‌مربوطبه‌جنگ ‌تحميلى

وصيت نامه : خير محمد سياوشى

بسم رب الشهداء و الصديقين

انالله و انا اليه راجعون

ما همه از آن خدا هستيم و بسوى خدا هم رجعت مى نمائيم

بنام او كه همه چيز از اوست.

سلام بر تو اى روح خدا و سلام بر شما عزيزانى كه درس شهادت را در دانشگاه كربلا آموختيد و بى پروا چون كبوترهاى آزادى از دشت هاى خون و آتش با فرياد الله اكبر بسوى معشوق پركشيديد و در نوبهار سبز شهادت بر بالهاى ابر نشسته و از ديار كبريا شتافتيد .

اين زندگى زودگذر دنيا ارزشى ندارد كه بواسطه آن زندگى ابدى آخرت را خراب كنيد من مى روم ولى به شما مادر برادر و خواهران عموما تاكيد مى كنم اگر مى خواهيد رستگار باشيد به ولايت فقيه معتقد باشيد خط ولايت فقيه در اين زمان همان خط على (ع) در غدير خم است و خطهاى ديگر همان خطهاى انحرافى آن زمان است حال كه با آغوش باز به استقبال شهادت مى روم خدا را شاهد و ناظر مى گيرم كه خدايا تو شاهدى كه من صرفا براى جنگيدن هجرت نكرده ام بلكه هدف اصلى مبارزه با هواهاى نفسانى است و خدايا با يك بار جان خود را فداى تو كردن براى تو كارى نكردم اى كاش صد بار زنده مى شدم و صدها بار جانم را فداى تو مى كردم.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.جنگ جنگ تا پيروز

===================== 

نام : شيرمحمد

نام خانوادگى :سياوشى

نام پدر : احمدعلى

تاريخ‌تولد :06/03/1339

ش.ش :1

محل‌صدورشناسنامه :ملاير

تاريخ شهادت :08/11/66

نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ ‌تحميلى

شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسط دشمن‌درجبهه

وصيت‌نامه : شير محمد سياوشى

دومین وصیتنامه این شهید

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خدا به نام او كه هستيم از اوست شدنم براى اوست رفتنم بسوى اوست زندگيم براى اوست خدايا اينك با قلبى آكنده از عشق خودت بسويت آمده ام خدايا اين بار با دلى آكنده از عشق مهدى (عج) و امام حسين (ع) بسويت آمده ام خدايا بارها تو را خواندم ولى تو مرا نخواندى چون لياقت تو را نداشتم اين بار عاجزانه از تو مى خواهم كه مرا بسوى خودت ببر خدايا خودت گفتى اگر عاشقم شوى عاشقت مى شوم و اگر عاشقت شوم تو را مى كشم خدايا آگاهى كه عاشق بى نامم خدايا خودت آگاهى كه نه براى ترس از جهنم است و نه براى رسيدن به بهشت بلكه براى رسيدن به خودت مى باشد پس خدايا راهى را به من نشان بده كه نزديك مى كند مرا به خدا و اما امت حزب الله كه براى پيروزى اسلام از همه چيز حتى عزيزانتان گذشته ايد در حاليكه براى زيارت قبر حسين لحظه شمارى مى كنيد اينك بياييد و گوش به فرمان پيام امامى كه تمام عمر خود را صرف خدمت به اسلام نموده است باشيم و آن جبهه جنگ است جبهه اى كه شايد طومار الهى باشد كه هر كس پاى آن را امضاء نكند در روز قيامت ممكن است مورد باز خواست قرار گيرد پس سعى كنيد در كنار برنامه هايتان جبهه و جنگ را فراموش نكنيد كه اگر فراموش كنيد ضرر خواهيد كرد و اما مطلب ديگر اينكه پيرو روحانيت ، روحانيتى كه از آغاز اسلام تاكنون پرچمدار اين نهضت و انقلاب بوده است روحانيتى كه جان بر كف در فكر نشر و ترويج اسلام بوده است باشيم زيرا كه اگر پيرو اين قشر نباشيم از صراط مستقيم منحرف خواهيم شد و مطلب سوم اينكه وحدت را كه سفارش قرآن است حفظ كنيد زيرا كه دشمن از وحدت ما شكست خورده است پس نسبت به يكديگريد واحد باشيد كه اين وحدت بين شما سرانجامش پيروزى اسلامى اسلام بر كفر و نفاق و شرك است .

سومین وصیتنامه

با سلام و درود به امام زمان (عج) و نايب بر حقش امام امت و تمامى شهيدان و خانواده هاى شهدا و سلام بر امام حسين (ع) كه امشب شام غريبان است خدايا تو را شكر مى گويم كه به من توفيق شركت در جنگ دادى خدايا با چه زبانى تو را شكر گويم كه هر چه دارم از خودت است خداياتو را قسم مى دهم به حق محمد و آل محمد كه مرا با بار گناه از دنيا نبر و ساعت مرگ امام زمان (عج) را به فريادم رسان خدايا هر چه باشم بنده حقيرى در ميان رزمندگان اسلام هستم خودم مى دانم كه با كوله بارى گناه از دنيا مى روم ولى خودت مرا خواندى خودت مرا يارى كردى و خودت هم نجاتم بده من زياد از كار زشتم مى ترسم گناهان زياد است خدايا ولى بزرگى تو هم زياد است خدايا خودت شاهدى كه من در برابر خون شهداو خانواده شهيد شب و روز زندگيم برايم زندان شده و اما اگر چه خود را كوچكتر از آن مى دانم كه براى امت حزب الله حرفى داشته باشم ولى خواهران و مادران محترم بدانيد حجاب شما همچون خون شهيد در پيشبرد انقلاب موثر و مفيد است اين وصيت نامه را در حالى مى نويسم كه در عزاى حسين بسر مى بريم شما برادران بدانيد با شعار كار جور در نمى آيد بايد عملا خود را در آزمايشى كه خداوند براى بندگان خويش مهيا كرده آماده كنيد

............................

..............

منافقان و دو چهره گان : شما بدانيد ما نه فقط خودمان را براى رضاى خدا فدا مى كنيم بلكه بچه هايمان را كه 6 ماهه هستند فدا مى كنيم اين منافقان نمى دانند كه چه شورى در جبهه ها هست ‌و خداوند قلب آنها را سياه كرده و نمى گذارد بفهمند . خداوند خودش فرمود:

و جعلنا من بين ايديهم سدا و من خلفهم شهدا فاغشياهم فهم لا يبصرون

ما امام حسين (ع) را زنده و حاضر مى دانيم ما با چشم دل امام زمان (عج) را مى بينيم بارها بارها خودش كمكمان كرده منافقان كورند كه نديدند

...........

........................

خدايا در ساعت مرگم امام زمان را نشانم بده     

..............

.........................

خدا را قسم مى دهم به حق محمد و آل محمد كه ما را با شهدا محشور گرداند و من قول مى دهم اگر من اهل نجات بودم شما را هم شفاعت كنم برادرانم بدانيد كه دنيا براى كار كردن است نه براى ماندن قرآن را زياد بخوانيد پيرو ولايت فقيه باشيد خواهرم نماز را سبك نشمارى حجاب اسلامى را رعايت فرماييد جهاد شما خواهران حجاب است نمى دانم چرا در كشور اسلامى چون ايران بايد بى حجابى باشد والسلام

......................

...........

.............................

بهشت را به بها مى دهند نه به بهانه .

سخن ديگر بس است ؟؟؟ ببخشيد پدر و بدانيد در اين زمان ما اهل كوفه نباشيم حسين زمان ما هست روز قيامت جوابى نداريم جواب خانواده شهدا را چه گوييم خيال نكنيد دنيا جاى ماندن است بدانيم اگر دنيا و زن ، بچه ، ساختمان ما را دلخوش كند بدانيم از خدا غافل هستيم شيطان بر ما غلبه كرده . اگر دنيا را براى آخرت و قيامت بخواهيم خوب است ولى نه دل به آن ببنديم هر چند قدر وابستگى كمتر به دنيا داشته باشيم سبك بال و راحت مى رويم خوشا به حال آن كسى كه براى قيامت خوب كار كرد و در راه خدا كشته شده اند . ..........

..........................

....................

..........

من بارها از آن موقعى كه وارد جبهه شدم سال 60 ، 61 بود انگار وارد رحمت خدا شده ام يعنى جبهه ، دانشگاه امام زمان (عج ) است يعنى محل تجارت است يعنى خريدار خداست نمى دانم آيا خدا مرا مى خرد آيا لياقت همنشينى شهدا را دارم به مادر و همسر و ديگران گفته ام افتخارم اين است كه در كنار برادران رزمنده هستم چند جمله با برادران سپاه : خدا مى داند من از اين لباس سبز خجالت مى كشم كه نتوانستم حق او را ادا نمايم اما شما قدر خود و قدر يكديگر را بدانيد وظيفه تان و مسئوليتتان در قبال خون شهدا بسيار سنگين است مخصوصا شهداى سپاه آيا مدتى با آنها نبوديد آيا باهم چه دعاها چه عملياتها با آنها نبوده‌ايم خدا و امام زمان (عج ) و شهدا را ناظر كارهاى خود بدانيم رابطه مان را با خدا قوى كنيم با خواندن قرآن و نماز اول وقت و دعاها ، پاسدار يعنى سرباز امام زمان (عج) از ما راضى باشد.

 

===========================

وقتی داشتم وصیت نامه ها رو میخوندم اشک امان نمی داد پیش خودم گفتم  

آیا فقط اشک باید ریخت ؟ همین ......

چه کسی  باید به حرفهای شهدا گوش کنه ؟

 ما اینطور میخوایم با شما باشیم ؟ حرفاتونو بخونیم ولی ......

پس چه وقت میخواهیم  به حرفهای شما عمل کنیم ؟

 به والله دیگه دیرشده......

شما رفتید دید چه خبره گفتید به ما ولی ما چه کردیم ؟...

این همه خدا و ائمه پیامبران گفتن شما هم گفتید  که بابا راه اینه رسمش اینه ...........

ولی ما چه کردیم ؟...

خودمو میگم هیچ کاری  نکردم .......

 
باید به حال خودمون اشک بریزیم

به قول خودشون  شهید که اشک نمی خواد

واقعا شهدا در جنگ چه دیدند؟

خدا  ولایت  معرفت  نور

امام زمان روحی فداه . صحنه های کربلا

عرش خدا.............آره همه رو دیدن

خوش به سعادت شما شهدا . 

یعنی یه روز هم میشه ما هم بریم .......

آره آقا بزار یه چیز بگم   مرحوم کافی حرف قشنگی زده

گفته : آقا ما گرچه غیرشما کسی رو نداریم  ولی آقا جان شما هم  غیر ما کس دیگه ای رو  ندارید  آقاجان

  آقا اگه بیایی دستی بر سر ما هم بکشی آقا ما هم خوب میشیم......

صبرا" صبرا

آقا باشه آقا ما هم صبر میکنیم

===========

منتظر   امام زمان روحی فداه نباشیم

م.ن.ت.ظ.ر  امام زمان روحی فداه  باشیم

التماس دعا برای فرج آقا

 پست بعدی فرازی از وصیت نامه شهیدان فیروز مهدی زاده - نصرا...لطفی - محمود کرمی محمود ترابی - محمد اسحاقی.

 اللهم عجل الولیک الفرج

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/03ساعت 13:8  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 
ضجه ها و ناله هاي  گذشته
--------------------------------

جای تو خالیست ای کاش می آمدی

تو راهی نشان ده

قلبم بغض چشمانم بغض قلمم بغض

....رفیق بزار کمی برات گریه کنم !

میلاد نور (یا سلطان علی بن موسی الرضا روحی فداک)

به یاد تو ... چرا یادت مرا فراموش!

ویژه شهادت رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق (علیه السلام)

خاک درب کوی تو ؛ سرمه چشم ما آقا

ماه خدا (ویژه نامه)

اختتامیه و شروع طرح دور جدید " ثبت نام کنید تااز قافله عقب نمانید"

نیمه شعبان تهنیت باد

ویژه ایام مبارک

دانلود ویژه مولودهای ماه شعبان



ویژه میلاد نور

میلاد نور

این الرجبیون...

چه انتظار غریبی...

میلاد نور

سلام به امام عصر روحی فداه یگانه مهدی دلها

میلاد نور

آخه می گن وقت بارون دعا مستجاب میشه!

قفل سنگین گناه

میلاد نور----- من بقیة الله هستم

عصر این جمعه دلگیر...دلم پرگناه است

سال نو

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ...

در غیبت شما غیبت کردم آقا... حلالم کن !

دلم هوای تو کرده ...

جهاد در برابر حادثه ها