تبليغاتX
امام زمان(عج)

امام زمان(عج)
امام زمان - نامه به امام زمان - امام حسين - نوحه - مداحي - ثارالله

دانلود ویژه های ماه مبارک رمضان:

تلاوت ترتیل و مجلسی قرآن کریم(کلیک کنید)  

دانلود ادعیه ماه مبارک رمضان بصورت mp3(کلیک کنید)

دانلود نواهای زیبا مخصوص ماه مبارک رمضان(کلیک کنید)

درصورت دریافت نکردن فایل روی گزینه مربوطه راست کلیک کرده و از منوی باز شده گزینه save target as رو انتخاب کرده

------------------------------------------------------------------------------------


طرح ختم صلوات میلاد منجی الی عاشورای حسینی(سال دوم)

جهت سلامتی و تعجیل در فرج
آقا امام زمان ارواحنا فداه

جهت ثبت نام  کلیک کنید (.....)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  نوشته شده در  شنبه 1388/06/07ساعت 0:29  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 
اعوذ بالله من شرنفسی و من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
انا لله و انا الیه راجعون

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

.:: نشان حک شده روی قلبم  ::.
السلام علیک یا صاحب العصر والزمان ادرکنا
سلام

طاعات و عبادات همه قبول درگاه حق باشه ان شاءالله

عید سعید فطر را به ساحت مقدس و ملکوتی بنده خالص خدا حضرت صاحب العصر و

الزمان بقیـت الله الاعظم روحی و ارواحنا له الفداء و تمامی روزه داران و مومنین درگاه

حق تبریک و تهنیت عرض مینمایم

سلام
چقدر سختِ بعضی وقتا ؛ بعضی حرفا رو زدن یا بهتر بگم چقدر باور گذشت زمان تلخه

، البته تلخیش بخاطر از کف رفتن نعماته واِلا خود زمان هم نعمتِ و التبه درس و تجربه

هم هست که باید تو این جریان جاری زمان؛ از عمقش گذر کرد و تمام وقایع رو از عمقش دید و

تامل کرد ... خوش به سعادت اونایی که زمان هم براشون نعمته و این مطلب رو درک میکنند

بگزریم میخواستم بگم

ماه رمضون هم گذشت !!!

جمله سنگینیه


اون روزی که نشستم شروع کردم به نوشتن همین پست قبلی رو میگم که حلول رو خبر

دادم وهمون وقت هم باهاش وداع کردم
خیلی برا اون پست حرف تو دلم داشتم بگم که چرا اول ماه رمضون دعای وداع رو قرار دادم ...بماند وقتی داشتم مینوشتم  عینه مشخص بود که مثل همچین روزی که الان نشستم و

دارم برای تبریک روز عید مطلب مینویسم  ، ماه رمضون هم تموم میشه ،و تو

فکر این بودم که
آیا تا آخرش زنده هستم که مطلب بنویسم یانه !
سعادت میهمانی  نصیبم میشه یا نه ؟!؟
ولی حالا نشستم با بهت و ناباوری تمام که این چند روز پایانی رو نفهمیدم چی شد و چطور گذشت ..خیلی احساس عجیبیه مثل اینکه راه خونت رو گم کنی
و وسط یه شهر شلوغ ندونی چه کار باید کنی !
خوش به حال اونایی که نقشه راهشون رو تا سال دیگه گرفتن و مسیر رو دارن! و گم نمیشن
خوش به حال اونایی که کلیدهاشون رو گرفتن و به درهای بستن بخوان برسن
دیگه غمی تو دلشون نیست !
خیلی حرفای دیگه تو دلم هست  بیشتر از یک ماهه 

ازماه رجب نتونستم که عقده دلمو باز کنم و حرف بزنم !!!
...
......
با همه این اوضاع احوال الان که هوا بارونیه و داره بارون میاد 
بوی نم خاک روح رو جلا میده !
بهتربگم؛ وقتی این قطرهای بارون خاک رو نوازش میدن وباهم مخلوت میشن بشارت خاکی بودن  ماها رو از آسمون میاره وثابت میکنه که
خدا میگه تو بنده من هستی
تورو از همین خاک وآب خلق کردم
وقتت تموم شه تو برمیگردی ....
.....
خداجون خیلی دوست دارم
 
تو چقدر بزرگ و با عظمتی که
بخشش و کرمت بی نهایتِ
پروردگارم از این حیرونم که وقتی من خاکی وناچیز ،در قبال اینهمه  نعمات و لطف و

رحمتت   در برابر اینهمه عظمت جلال جبروتت ؛  یه کلمه میگم شکر
همین شکر ناقص رو هم خریداری !!!!
 خدایا
 شُکر شُکر شُکر
....
چه بارون باصفایی خود بخود دل رو.....
دلم برا امام حسین خیلی تنگ شده
.....
....
ه
ه
ه
ه
فصل خزون و فصل نزول بارون
آدم  رو خیلی دلتنگ میکنه
ه
ه
ه

 دلتنگتم آقای مظلومم
غروب روز عیدها ....بیچاره میکنه
ربنای قنوت نماز تو درد ها رو درمون میکنه
افسوس که این عید هم گذشت
لایق نشدیم آقای غریب و مظلوم

اللهم عجل لولیک الفرج

  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/10ساعت 19:10  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

 اللهم صل علی مولانا یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه ظهوره )

بچه ها همون آقاه خیلی خوبه! که دوتا کوچه بالاتره!

داره نذری میده ها... ! بدوید....

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.
سلام ای خدای مهربانم
ماه رمضون کجا میری ...
خیلی قشنگی ااااای ماه رمضون ...
قربون سفره های زیبات خدا جون ...
وقتی مهمونی میری اگه مهمون عزیز باشه صاحب خونه سنگ تموم میزاره سفره رو رنگا رنگ میکنه ...
می دونی چی میخوام بگم ... میخوام بگم ...خدا جون درسته که همه بنده ها رو دوست داری  ، عادل هستی و صفاتی داری که غیر تو کس دیگه ای نداره
خدا جون همش پیش خودم میگم ما اگه مهمونیم اگه عزیزیم ما ها رو دوست داری با ما صحبت میکنی ...
گوش به حرف ما می دی خواستهای ما رو اجابت می کنی ....
ولی خدا جون یه حسی بهم میگه این سفره ای که پهن کردی که خیلی رنگارنگ هم هست من مهمانش نبودم یعنی خدا هیچ کس مهمانش نبوده
ما بنده ها مثل اونایی که بهشون میگن دو تا کوچه بالاتر نذری میدن دویدیم اومدیم سر سفره نشستیم ...
به خودمون هم این اجازه رو نمی دیم یه نگاهی کنیم سری بالا بگیریم ببینیم صاحب مجلس کجا ایستاده داره هی کمک  می ده به فرشتها این نذری ها رو برسونند به دست مهمون ها
آره خدا جون اگه تو میزبانی مهمان کسی که  حرف میزنه همه عرش و زمین آسمانی ها همه و همه  منتظرند صدای داوودیش رو بشنوند...
که همه می شنوند ........ولی ای خدا جونم با زهم ما نشنیدیم  ...
ای خدا جونم می دونم مقصرش باز هم خودمون هستیم .... اااای وای ... باز هم این حجابهای سنگین غیبت ....
ای خدا جونم فقط 2 روز مونده خدا ...
یا امام زمان ببخش آقاجانم ....
رسمه اگه میری یه جا که نذری هم میدن وقتی از سر سفره  میخواهی بلند بشی دعا میکنی برای صاحب خیرات ...
حدا قلی اومدنی داخل مجلس اگه ندیدیش موقعه  رفتنی دنبالش میگردی پیداش کنی ازش تشکر کنی  ، که سفره انداخته خیرات داده ...
ای ای ای اااای آقاجانم ...
سر سفر هر کاری کردم برای دل خودم بود ...
ولی آقا 2 روز مونده این دلم طاقت نداره ...
هم سفره جمع میشه هم اینکه آقااااااااااااااااا هنوز شما هستی ... ولی من هنوز سر گردان کوی تو هستم  ...
دیدید  بازهم غربت و مظلومیت آتش زد بر دل ...
دیدید صاحب گوشه ای از میهمانی ایستاده چشمش به دستان و لبهای میهمانان است تا دعای کوچک کنند ...
 دعایی برای فرج کنند ...(اللهم عجل لولیک الفرج)
اااااااااای آقاجانم آقای مهربانم جانم به فدای مظلو میت و غربتت  ...
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فر جهم

اللهم عجل لولیک الفرج

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/18ساعت 15:54  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

  آجرک الله یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرج الشریف )    

 اللهم صل علی یا مولانا یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه ظهوره )

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.سلام خدا
سلام ماه رمضون ....ولی خدا حافظت ماه رمضون 
هر کاری میکنم نمی تونم با خودم کنار بیام ...ماه رمضون داره تموممممممممممممممممم میشه ...
خیلی سخته تو بری من دستم خالی باشه
ای ماه رمضون ...
این چند شب نمی تونم با رفتنت کنار بیام ..
برام خیلی سخته ...
خیلی ها بعد شبهای قدر روحشون سبک شد
آره خدا روح من هم سبک شد... ولی خدا حرف دلم چیز دیگه بود
حرف دلمو شب 21 تو مزار شهدا گفتم
ولی خدا چرا اینطوری شدم ...
نمی دونم سرد شدم ...
خدا شب 23 جمکران اومدم ولی خدا جونم چرا اون سر درد عجیب نذاشت کاری انجام بدم
حتما نخواستی خداجونم با شما حرف بزنم  ...
نکنه خدا مسئولیتم رو ازم گرفتی ..
حرف دلمو گفتم خدا جون ...
ولی خدا نمی دونم حسهای خوبم کجا رفته اند ...
خدا جون نکنه بنده خوبی نبودم ...
آه ... یا الهی العفو العفو ...
اینقدر آدم گناه کاری هستم که روز احوالم اینطوریه ...
ماه رمضون داره تموم میشه یک شب هم بنده خوبی نبودم ...
آی خدا ...
خدا جون نکنه از چشمت افتادم ...
خاک بر سر من حس میکنم روتو از من بر گردوندی
نه به خدا طاقت ندارم ...
روت رو بر نگردون خدا ...
من اشتباه کردم ...
حتما خدا یا دیدی من جزو آدمهای دروغ گو هستم دست رد به سینم زدی ...
یا شاید خدا حقی که به گردنم بود رو نتونستم اداء کنم..
شاید  برای صاحبم  خوب کار انجام ندادم ...
دیگه هیچی نمی دونم ...
خدا جونم تو دیگه منو خار نکن ... من خودم خارم به گلستانی  ...
آی خدا جون ...
خدا تو خیلی بزرگی .. تو این دنیا اعمال خوبم رو نشون دادی ...
ولی من جنبه اش رو نداشتم خودمو گم کردم
آره خدا جون یادم رفت تو ستار العیوبی ...
آره خدا اونقدر نفسم ضعیفه که تحمل یه زره خوبی رو ندارم ...
گناهام رو فراموش کردم ...
ای خدا ...
اگه این چند روزهم دیگه کاری نکنم دربه در میشم آواره تو گرفتاری هام میشم ...
خدا جون تو کریمی تو رئوفی .. مهربانی ..
میبخشی ..
خدا دلمو محکم میکنی ...
خدا جون چرا بنده هات فکر میکنند من آدم خوبیم ...
آخه خدا اینطوری میشه دیگه ...
رفقا فکر میکنند من آدم خوبیم ... نه بابا رفقا ..
چرا اینطوری فکر میکنید منو زجرم می دید ...
بابا من خودم سر تا پا گناه کارم روم سیاه....
رفیقان زجرم ندید ...
خواهش میکنم دیگه روی من حساب خوب بودن رو باز نکنید آخه من بدم ....
اگه می بینید همیشه در خونه امام زمان مثل این گداها میشینم ...فقط به خاطر اینه که   ...
آره رفیقان اگه منو اینطوری می بینید که گرفتارم حالم خوش نیست به خاطر اینه که  ...
نمی تونم اینطوری نباشم ...
من باید اینقدر ضجه بزنم ... اشک بریزم تا آقام بیاد
نمی تونم شاد باشم ...
شاد برای کی باشم ...
نه نمی شه ...
شاد هم بشم دلم میلرزه ...نمیشه شما کدوم گدا رو دیدی که همش خوشحال باشه
مگر اینکه یکی بهش چیزی بده ...
آخه گدا که چیزی نداره بده منتظر تا بهش چیزی بدند
خوب خدا جون امام زمان من هم گدایم ...
ماه رمضون ...
میخواهی بری برو.... ولی مثل سال گذشته کاری کن که دلم همش برات تنگ بشه ...
تا شاید در طول سال بتونم کاری کنم تا که میایی بنده خوبی باشم همش این نباشه که با روزها و اعمال خوب و زیبات منو خوب کنی
یه بارهم من با خوبی هام بیام مهمونت بشم ...
تا لذت با خدا مهمان  بودن رو بچشم
الهی الهی آمین
آی ماه رمضون من شرمنده ام که نتونستم برای خدا مهمان خوبی باشم ...
آی فرشته ها ببخشید ... همش انتظار منو کشیدید تا که کاری کنم تا شماها هم خوشحال بشید
فرشته های بعضی ها ، خیلی رو سفیدشدند ...
ولی بیچاره اونایی که رو سیاهند ...
آی فرشته های من ...
آه که خیلی شرمنده ام ...
ولی خدایا بگو یه کاری کنم این چند روز از دستم نره .. من که نتونستم کاری انجام بدم حداقل تو بگو یه کاری کنم ...
خدا جون به رحمت و مغفرتت دست این گدا رو هم بگیر ....


ماه رمضون هم تموم شد 
خدا نگهدار... 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

التماس دعا برای فرج آقا

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/16ساعت 15:51  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم
 استغفر الله ربی و اتوب الیه
اللهم العن  قتله امیر المو منین

         آجرک الله یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرج الشریف )     

 .:: نشان حک شده روی قلبم ::.سلام
شبهای احیاء...
دو دهه گذشت و همچنان در حسرت ...
خیلی سخته با مولا علی علیه السلام درد دل کردن ...
خیلی دلم سنگینه ...
میخوام با مولا حرف بزنم بغضم نمی زاره چیزی بگم ...
خیلی سخته ...
آخه برای یتیم ها این شبها خیلی سخته ...
می دونی یتیم باشی و شخصی همیشه پشتت باشه و در تمام شرایط کمکت کنه ...
خیلی سخته ...
یتیم باشی بدونی کیه کمکت میکنه ولی تو نتونی براش کاری انجام بدی ... چه حالی پیدا می کنی ...
نه نه نشد باید حسش کنیم ، بغض بترکه ، قلب درد بگیره به حالت مرگ بیفتیم تا بفهمیم !!!
بزارید یه چیز بگم ... حالم خوب نیست ...
آقا گوش میکنی ؟
شنیدم که آقا همین بچه کوچیک ها  که  این شبها شیر دستشون گرفتن و میان دم در منزل شما ...
چند سال بعد  همین ها غریب کشی میکنند ... جنازه تیر بارن می کنند ...
تو جای به اسم کربلا شمشیر می زنند ...
چند وقت بعدش شهر رو آذین  می بندند ...
همین ها   سنگ تو دستشون می گیرند و به بچه های شما هی سنگ میزنند هی نا سزا میگن... 
  
 میگن اینها خارجیه اند ...

آقا  خوب می دونی دراین شبها که تو دست هام اشکه ...
چند ماه دیگه  محرم  هم بشه باز هم  اشکه ...
سال بعدش هم اشکه ...
همین طور اشکه تا که بیایی آقا...
آره آقا یبن الحسن جانم به فدایت .... ما که کوفی نیستیم ...
آقا  این شبها می دونم برای شما سخت میگزره ...
من هم حتما از خدا میخوام که ببخشتم ... دلم رو از گناه  پاک کنه ...
تا دیگه از شما دور نباشم و شما رو ناراحت نکنم .
آقا خوب می دونم برای ما هم  دعا میکنی .... چه طور تشکر کنم ... چه طور جبران کنم ...
آقا اشکهای  ما رو قبول میکنی  ... دستم خالی چیزی ندارم غیر این اشکها ...قبولشون کن آقاجان...
****
ببخشید رفقا  این شبها حس نوشتن نیست ...
حلال کنید ...
خیلی خیلی التماس دعا دارم برای سلامتی و فرج امام زمان روحی و ارواحنا فداه  مخصوصا شب ۲۳...
قسم نمی دم دعا کنید!
یادمون باشه  اشک برای خودمون میریزیم گوشه ای هم برای مظلومیت آقا ناله بزنیم و اشک بریزیم  ...

شب ۲۳ ماه رمضان ...شب قدر... خیلی برای آًقا دعا کنیم ... 

به والله امام زمان خیلی غریبه ....آخر مظلومه...

خالص  دعا کنیم ...فقط برای ظهور آقا... شما رو به خدا دعاکنید
 
*************

اللهم عجل لولیک الفرج

استغفر الله ربی و اتوب الیه

اللهم العن  قتله امیر المو منین

  نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/09ساعت 23:12  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

الر (این قرآن ) کتابی است محکم که از جانب خدای حکیم و آگاه بر حقایق عالم بسیار روشن بیان گردیده است .1 که جز خدای یکتا هیچ کس را نپرستید و من حقا رسول اویم که برای اندرز و بشارت امت آمده ام.2  (سوره هود آیه 1و2 )

 .:: نشان حک شده روی قلبم ::. سلام


13 روز ازماه رمضون هم گذشت امروز بعد افطار خیلی دلم گرفت ...
می دونید در مورد چی داشتم فکر میکردم !

فقط خوب گوش کنیدو خدا رو وکیل قرار بدید و قضاوت کنید .

دیشب داشتم حدیثی می خواندم از کتاب  امالی شیخ صدوق (ره)

شیخ به سندی روایت کرده بود روزی شخصی به حضور حضرت رسول  صلی الله علیه و سلم رسید و فرمود یا رسول الله چقدر پیر شدی !!!
 حضرت فرمودند : سورهای
((هود ))(( واقعه )) ((المرسلات )) (( الشعرا)) مرا پیر کردند ...(حکمت چیه ؟)

تا به اینجا داشته باشید !!!

بعد افطار امروز به این مسئله همش فکر میکردم ....
سفارش خدا و ائمه ، معصومین  که در این ماه ؛ زیاد قرآن بخوانید ...
قرآن قرآن قرآن!!!

کمی برگشتم عقب گفتم وقتی رسول خدا قرآن بر قلبش نازل شد...
وقتی ایشون میفرمایند با این سوره ها من پیر شدم ...
بُعدها و دیدگاه های مختلف داره ، نکته های بسیار داره .... خلاصه!

با این نگاه رفتم سراغ قرآن اولین باری بود که از این نگاه و از این پنجره به آیه ها دقت می کردم تا ببینم علتی که با عث شده  آثار پیری بر چهره  رسول خدا
نمایان بشه چی بوده !!!

حالا ...
بماند وقتی رفتم سراغ آیه های قرآن چه حسی بهم دست داد خودتون امتحان کنید و روش تفکر کنید و حسش کنید....

درسته فرموده اند که قرآن زیاد قرائت کنید ولی خدا هم قرآن را به عربی نازل کرد که روش تامل و تفکر کنیم ...

قرار نیست که قرائت بشه قل قل  کلمات عربی ...
زیاد خواندن اینطوری ملاک نیست ...

اگه یک آیه رو خوندیم درس گرفتیم و مسیر مستقیم رو پیدا کردیم شرطه ، نه اینکه کل ماه رمضان قرآن را ختم کنیم ولی هیچ درسی نگیریم ...

به این طرف ماجرا هم فکر کردم گفتم وقتی حضرت رسول هنگام مرگشون 2 گنجینه مهم رو ؛ عترت و قرآن رو بر ما شیعیانشون امانت گذاشتند....

خوب امانت گذاشتند این یعنی چی ؟ کوچکترین جوابم 

پیش خودم گفتم : وقتی میگیم قرآن صامت ، کلام خدا همین قرآنی که در محضرش هستیم امانتی که در نزد ما قرارش دادند رو چقدر
با حضور
قلب قرائتش میکنیم ...؟؟؟
چقدر به معانیش توجه و تفکر میکنیم و به آنها عمل میکنیم ...

بعدش مگه ما غیر قرآن صامت ، قرآن ناطق نداریم ؟؟؟... چرا داریم !!!

خوب الان هم حی حاضر و زنده در محضر ایشون هستیم ...
بله امام زمان روحی و ارواحنا فداه رو میگم !!!
اشتباه نکنی هر دو یکی هستند کلام خداوند!!!

رفقا خدا وکیلی ... می دونم همه  کلام خدا رو خواندیم تو این 13 روز ...

آخه بابا اسمش روشه دیگه کلام خدا رو که نمی خوانند !!! پس چی ؟؟؟

    کلام خدا رو باید درک کرد ، به اجرا درآوردش ، حسش کنیم و وارد زندگیمون کنیم ...
حالا.... خدا وکیلی .... اول به خودم میگم

  تو این چند روزه چقدر به فکر امام زمان بودیم و صداش زدیم ؟؟؟

تو این ماه رمضونیه چقدر قرآن ! رو با اون شرایطی که گفتم خواندیم و درکش کردیم ؟

ببینم موقعه افطار ها بعد این 13 روز چند روز رو با
شوری اشک چشم اون هم برای مظلومیت  و غربت امام زمانمون افطار رو باز کردیم ؟

خدا وکیلی سر سفره افطار و سحر چند دفعه برای آقا بشقاب سر سفره گذاشتیم و آقا رو دعوت کردیم تا شاید یک بار هم که شده آقا مهمانمون باشه  ؟

من دیگه چیزی نمی گم ؛.......

رفقا حقیقتا ! درک کردن شب قدر باید چطور بدست بیاد ؟؟؟

 

جهت تعجیل در فرج صلوات ختم کنید

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج

جهت شادی رو ح پاک شهدا و امام شهدا صلوات

التماس میکنم برای فرج آقا امام زمان در این ماه عزیز دعا کنید

التماس میکنم .....

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 2:49  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

ماه رمضان ماه خدا و ماه کلام خدا
ماه رمضان ماه عشقه ...
عشق خدا به بنده اش ...
عشق بنده به خدا ...
همه  چيز مهياست ،  مهياي سفر ...
پريدن ، پرواز کردن ....
آره خوش به حال اونايي که تو اين 12 روزي که از ماه رمضون گذشته
با خداي خودشون خوب عشق بازي کردن ...
ولي بعضي ها هنوز گرفتارند ....
هنوز که هنوزه با خودشون درگيرند ، دلشون با خودشون نيست ...
خدا رو دور مي بينند ... خدا تو دستگيري  کن خدا جون خدا دستم به شاخه های طوبی نمیرسه ... دست ما رو هم بگير
خدا ما هم هنوز مثل اين پرنده هاي که بالشون شکسته
هي لنگ ميزنيم .. کج مي پريم ... خدا  زخمها مرحم داره  ولي خوب نشده ...

قول ميديم خدا تو اين دهه دوم جبران کنيم...
آره خدا ... ماهم پريدني هستيم خدا ...

**************************

چي بگم....
هرچي بگم بازم اين دلم قرار نمي گيره ...
نمي خوام از غربت بگم ولي اين دلم نميزاره که نگم ...
نمي خوام اين متن ها هم مثل دلم  سنگين بشه ...
ولي ميگم ، چون نگم آروم نمي گيرم ...
ماه ولایت ، ماه شهادت ...
این ماه رمضون هم برای خودش دنیای  مظلوم و غریبی داره...
درست میگم  یبن الحسن ...!؟!
آره آقا خودت خوب می دونی این ماه  ، ماه غریب نوازیه ...
بزارید نیمه بشه ...
اون موقع می فهمید من چی میگم ...
وقتی غروب روز نیمه ماه رمضون رو دیدی و زار زار اشک ریختی  می فهمی من چی میگم ...
وقتی  مظلومیت رو حس کردی  میفهمی ...

وقتی یاد کوچه افتادی...
که دست کوچیکش تو دست مادر بود ...وای وای وای

یاد پیکر تیر باران افتادی ...
آره دیگه وقتی یاد سفارش  مادر می افتی  که گفته  براش گریه کنید...

حالا بیا  ؛ زوده  کنج دلت بگیره  ، صبر داشته باشه !
میخواهیم بریم  در اوج مظلومیت و غربت این ماه ...

 
می خواهید شب قدر رو درک کنی حتما باید اینها رو اول درک کنیم رفیقان...


همین طور بیا قدم بزن بیا .... بیا حالا کجائیم تو کوچه های مدینه ......
هی   هی    مدینه ، بسوز ای مدینه ..

بقیه اش باشه برای بعد ولادت غریب آقام
امام حسن علیه السلام

اگه قسمت شد لیاقت حضور پیدا کردیم در غروب  روز نیمه ماه رمضون در جمکران همه شما عزیزان رو دعا میکنیم ...
ولی شما هم یادتون باشه حتما برای فرج آقا دعا کنید آخه آقا خیلی غریبه....

****************************

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

  نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/03ساعت 1:15  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 
ضجه ها و ناله هاي  گذشته
--------------------------------

....رفیق بزار کمی برات گریه کنم !

میلاد نور (یا سلطان علی بن موسی الرضا روحی فداک)

به یاد تو ... چرا یادت مرا فراموش!

ویژه شهادت رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق (علیه السلام)

خاک درب کوی تو ؛ سرمه چشم ما آقا

ماه خدا (ویژه نامه)

اختتامیه و شروع طرح دور جدید " ثبت نام کنید تااز قافله عقب نمانید"

نیمه شعبان تهنیت باد

ویژه ایام مبارک

دانلود ویژه مولودهای ماه شعبان



ویژه میلاد نور

میلاد نور

این الرجبیون...

چه انتظار غریبی...

میلاد نور

سلام به امام عصر روحی فداه یگانه مهدی دلها

میلاد نور

آخه می گن وقت بارون دعا مستجاب میشه!

قفل سنگین گناه

میلاد نور----- من بقیة الله هستم

عصر این جمعه دلگیر...دلم پرگناه است

سال نو

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ...

در غیبت شما غیبت کردم آقا... حلالم کن !

دلم هوای تو کرده ...

جهاد در برابر حادثه ها

سلام فرمانده

اربعین سید سالار شهیدان

خدا حافظ غروب جمعه