امام زمان(عج) |
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
حلول ماه مبارک رمضان را به ساحت مقدس و نورانی حضرت بقیة الله روحی و ارواحنا فداه و تمامی مسلمین و شیفتگان حضرت تبریک عرض می نمائیم

السلام علیک یا صاحب العصر والزمان ادرکنا
سلام
وداع با ماه رمضان
فرازی از دعای چهل پنجم صحیفه سجادیه (وداع با ماه رمضان )
(1) شكوهمند و بلند بارگاه است كاخ ثناى تو! تو ما را بر قيام به وظائف اين ماه يارى كردى، تا به گرفتن روزهاش و قيام به نمازش از سوى ما برگزار شد. پس هر كار نيكى يا هر شكرى يا ذكرى كه در اين ماه از جانب ما به وقوع پيوسته است-
خدايا- آن را به بهترين نوع قبولت و گذشتت و عفوت و اغماضت و آمرزشت و خشنودى حقيقيت از ما بپذير، تا ما را به اين وسيله به هر خير دلخواه و عطاى سرشار موهوبى نائل سازى كه در پناه آن از هر پيشامد سهمگين، يا بلاى دستاورد از معصيت، يا گناه خود كردهاى در امانمان دارى، خدايا تو را به آن نام عظيم از نامهاى كريمت، و به آن ثناى جميل و دعاى مخصوصت،
كه يكى از آفريدگانت تو را به آن نام و به آن ثنا و به آن دعا خوانده است،
مسألت ميكنم كه بر محمّد و آل محمّد درود و رحمت فرستى،
و اين ماه ما را از جهت بركت در نگهدارى دينم، و رهائى جسم و جانم، و روا شدن حاجتم و پذيرفته شدن شفاعت در خواهشهايم و كامل شدن نعمت بر من، وبرگرداندن بديها از سوى من و پوشاندن خلعت عافيت بر من عظيمترين رمضانى قرار دهى كه از آغاز فرود آمدنمان
از سوى تو به اين دنيا بر ما گذشته است.
و از تو ميخواهم كه به رحمت خودت مرا از كسانى قرار دهى، كه شب قدر
را در عظيمترين اجر، و گرامىترين ذخيره، و بهترين شكر، و طولانىترين عمر، و بر قرارترين رفاه، براى او اندوختهاى، وآن را براى او از هزار ماه بهتر ساختهاى.
(1) خدايا، و از تو مسألت دارم، به رحمتت و عزّتت و بخشش بىمنّت، و عفوت، و انواع نعمت، و جلالت قدر و علوّ منزلتت، و قديم احسان و سابق امتنانت، كه اين ماه را آخرين نوبت برخورد ما با ماه رمضان قرار ندهى،
تا در سال آينده،
با بهترين حال،
ما را به ملاقات آن برسانى،
و هلال آن را با نگرندگان به سوى آن، و جستجوگران براى آن در
كاملترين مراتب عافيتت، و جامعترين انواع نعمتت، و گستردهترين رحمتت، و سرشارترين قسمتت قرار دهى.
خدايا، اى آن پروردگار من كه مرا جز او پروردگارى نيست،
اين وداع من با آن ماه را وداع فنا،
و آخرين عهدم به لقا قرار مده، تا با فرا رسيدن سال آينده،
آن را در گستردهترين نعمت، و برترين اميد به من بنمايانى، در حالى كه من در
عهد خود
با تو در بهترين شرائط وفا باشم زيرا كه تو شنونده و اجابتكننده هر دعائى.
************************
منبع : من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى، ج2،
========================
زمان در گذر ....
وقت تنگ است غنیمت شمریدش!
رفقا یک چشم بهم زدنه!
ماه مبارک رمضان هم تموم میشه !
قدرش رو بدونیم !
یا غفار
التماس دعا برای فرج آقا امام زمان ارواحنا فداه
شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علیک یا صاحب التدبیر
سلام
اومدم بگم فقط خدا
بغضم گرفته از ااینکه بگم خدا ...
يا مُذِلَّ كُلِّ جَبّارٍ، وَ مُعِزَّ كُلِّ ذَليلٍ، قَدْ وَحَقِّكَ، بَلَغَ بى مَجْهُودى .
اى خوار كننده هر سركش ، و سرافراز كننده هرخوار و ذليل ، به حقّ تو سوگند، كه حقيقتاً تاب و توانم به آخر رسيده است .
دلم خیلی گرفت خدا....با همه بار گناهم دلم برات تنگ شده !
دلم تنگ شده به خاطر دلی که به تو ندادم ....
دلم گرفت به خاطر اینکه امروز زیاد نگفتم خدا عاشقتم ...
بغضم گرفته از اینکه تو همیشه هستی .... ولی افسوس که من نیستم ...
همه جا بودی و هستی من که هیچ وقت نبودم باز هم هستی ام تو بودی .....ولی افسوس که من نبودم !
روحم خسته ...است از سفر زمان .....زمانی رفته هو مسافری جامانده از زمان
آخرین پنجشنبه و جمعه ماه شعبان هم اومد....
ببخشید چندوقته
ن.م.ی ت.و .ن.م ب.ن.و. ی.س.م ....
ش.ا.ی.د د.ی.گ.ه ن.ن.و .ی.س.م
ا.گ.ه ن.ی.و م.د.م حلال کنید!
تفال
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
طایر قدسم و از دام جهان بر خیزم
بولای تو که گربندۀ خویشم خوانی
از سر خواجگی کون ومکان برخیزم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زانکه چو کردی زمیان برخیزم
بر سر تربت من با می و مطرب بنشین
تا به بویت زلحد رقص کنان برخیزم
خیز و بالا ای بت شیرین حرکات
کز سرجان و جهان دست فشان بر خیزم
گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش
تا سحر گه زکنار تو جوان برخیزم
روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده
تا چو حافظ زسرجان و جهان برخیزم
(حافظ)
*************************
مناجات شعبانیه
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ
خداوندا... بشنو دعايم را هنگامى كه تو را مىخوانم و بشنو فريادم را هنگامى كه تو را به فرياد مىخوانم و به من التفاتى فرما هنگامى كه به پنهانى راز و نيازم را بر تو مىگشايم
فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي
خداوندا دعايم را بشنو... كه به سويت گريختهام و با حال خوارى و ناتوانى در محضرت ايستادهام و به خاطر بخشايندگى كه در آستانت سراغ دارم، پاداش نيك را اميدوارم و تو مىدانى آنچه در نفس من است و از حاجتم باخبرى و به ضميرم عارفى، و منزل نهايى و اقامتگاه ابديم بر تو پوشيده نيست، و آن سخنى را كه مىخواهم اظهار كنم و مطلبى را كه مىخواهم به زبان آورم و براى عافيت خويش اميدوارم، قبل از اظهار و بيان، بر همه آنها آگاهى.
وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمْرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي
خداوندا... در حالى كه اطمينان دارم سرنوشتهاى حاكم بر امور باطن و ظاهرم كه تا پايان عمرم از من سر مىزند، اى سيّدم، بر من جارى است و فقط به دست تو است، نه به دست غير از تو فزونى و كاستى و سود و زيانم در آنها راه دارد.
إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي
اى قبله همه حاجاتم اگر از خيرات و بركات محرومم سازى، كيست آن كس كه روزيم گرداند؟ و اگر خوار و بى يارم فرمايى كيست آن كس كه ياريم نمايد؟
إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ إِلَهِي إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَيَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ
الهى از خشم و نزول انتقامت به خودت پناه مىآورم، الهى اگر من شايسته رحمتت نيستم، امّا اين تويى كه شأنيّت جود و بخشايش بفضل رحمت گستردهات را به من دارى.
إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ إِلَهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يُدْنِنِي [يَدْنُ] مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي
الهى مىبينم كه نزديك است نفس من در محضرت به بازداشت درآيد، در حالى كه حسن توكلم بر تو سايه بر وى افكنده پس آنچه كه تو اهل آنى خواهى فرمود و مرا به عفو خود مستور مىگردانى، الهى اگر عفو فرمايى كه سزاوارتر از تو به عفو كردن است؟ و اگر چه مرگم نزديك و عملى كه مرا به آستانت نزديك سازد ندارم، امّا اعتراف به گناهان را وسيله قرب به آستانت قرار مىدهم.
إِلَهِي قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا إِلَهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَيَاتِي فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَمَاتِي إِلَهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَمَاتِي وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِي [تُولِنِي] إِلا الْجَمِيلَ فِي حَيَاتِي إِلَهِي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ
الهى، بر نفس خويش ستم كردم در اينكه براى استكمالش به اعتقاد حق و عمل صالح، بيجا مهلتش دادم (و به تسويف و خود فريبى گرفتارش نمودم) پس واى به حالش اگر او را نيامرزى. الهى، همواره خير گستردهات در ايّام حياتم بر من جريان دارد، اين خير گستردهات را در مماتم از من قطع مكن. الهى، چگونه از حسن عنايتت بعد از مرگ مأيوس مىشوم در صورتى كه اين تويى كه در حياتم، جز خير و جميل به من روا نداشتى. الهى، امورم را آن گونه كه شايسته تست به انجام رسان و فضل خود را به گنهكارى كه غريق امواج جهالت است، بازگردان.
إِلَهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبا فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَى [إِلَهِي قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَيَ] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ فَلا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ إِلَهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي إِلَهِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ إِلَهِي اعْتِذَارِي إِلَيْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِي يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ إِلَهِي لا تَرُدَّ حَاجَتِي وَ لا تُخَيِّبْ طَمَعِي وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي
الهى گناهانى را در دنيا بر من پردهپوشى فرمودى كه من به پردهپوشى آنها در آخرت محتاجترم. الهى به من احسان كردى زيرا گناهانم را بر هيچ يك از بندگان صالحت آشكار نفرمودى، پس روز قيامت در محضر گواهان بر اعمال رسوايم مگردان. الهى جودت آرزويم را وسعت بخشيده و عفوت از عملم بهتر. الهى روزى كه ميان بندگانت داورى مىكنى به لقاء خويش خشنودم گردان. الهى عذر آوردنم به درگاهت، عذر آوردن كسى است كه نياز به قبول دارد، پس عذرم را بپذير، اى بزرگوارترين كسى كه تبهكاران به درگاهش عذر مىآورند، الهى حاجتم را رد مكن و دست طمعم را تهى بر مگردان و اميد و آرزويم را از خود قطع مساز.
إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعَافِنِي إِلَهِي مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِي فِي حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي طَلَبِهَا مِنْكَ إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا يَزِيدُ وَ لا يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ
الهى، اگر خواريم را مىخواستى هدايتم نمىفرمودى، و اگر مىخواستى كه رسوا شوم، اين همه آثار و اسباب رسوا انگيز از من نمىزدودى، اى خدايم هرگز به تو اين گمان را ندارم كه در حاجتى كه عمرم را در طلبش نابود ساختم. ردّم فرمايى. الهى حمد و ستايش بى نهايت و دائم و هميشگى از آن توست، كه همواره در فزونى است و فنا نمىپذيرد آنگونه كه دوست دارى و مىپسندى. الهى اگر مرا به جرمم بازخواست فرمايى، من از تو پرسش مىكنم كه عفوت كجاست، و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه فرمايى من از تو خواهم پرسيد كه مغفرت و پردهپوشى تو كجاست؟ و اگر مرا در آتش افكنى من به همه دوزخيان اعلام خواهم كرد كه دوستدار توأم
إِلَهِي إِنْ كَانَ صَغُرَ فِي جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِي فَقَدْ كَبُرَ فِي جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِي إِلَهِي كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوما وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّي بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِي بِالنَّجَاةِ مَرْحُوما إِلَهِي وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَيْتُ شَبَابِي فِي سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ إِلَهِي فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرَارِي بِكَ وَ رُكُونِي إِلَى سَبِيلِ سَخَطِكَ إِلَهِي وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ إِلَهِي أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيَائِي مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ
الهى اگر در كنار طاعتت، عملم ناچيز است، در كنار اميدوارى به كرمت، آرزويم بزرگ است. الهى چگونه از آستان جودت، تهيدست و محروم بر مىگردم در صورتى كه حسن ظنّ من به جودت اين بوده كه بر من خواهى رحمت آورد، و مقرون به نجاتم بر مىگردانى؟ الهى در حالى كه عمرم را در تيرهروزى غفلت از تو تباه نمودم، و دوران جوانيم را در مستى دورى از تو فرسوده ساختم، در ايّامى كه مغرور پردهپوشى تو بودم و در راه غضب تو گام بر مىداشتم بيدار نگشتم، اى خدا هم اكنون من آن عبد فرزند عبد توأم كه در پيشگاه تو ايستاده و كرم عميمت را وسيله باز يافتن در حوزه بخشايشت قرار دادهام. الهى من عبدى هستم كه به آستانت جهت عذرخواهى از كردارهاى زشتى كه ناشى از كم حيائيم در محضرت بوده، آمدهام و از درگاهت خواستار عفو و گذشت از اوصاف كرم تو است.
إِلَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِي فِي كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِي مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ
الهى، قدرتى كه بدين وسيله از نافرمانيت باز گردم، ندارم مگر در وقتى كه براى بهرهگيرى از محبتت بيدارم فرمودى و در اين صورت بوده چنانكه خواستى همانگونه شدم، پس شكر گزاريت كردم از آن رو كه مرا در حريم كرم خويش پذيرا شدى و قلبم را از پليديهاى غفلت از خويش تطهير فرمودى.
إِلَهِي انْظُرْ إِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ يَا قَرِيبا لا يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ يَا جَوَادا لا يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ
لهى، نظرى به من فرما، آن گونه نظر كه به اوليائت افكندى و انس روز افزونت را در دلهايشان به بار نشاندى، چون ندايشان مىكنى اجابتت مىكنند و عمل صالح از آنان مىطلبى، به حول و يارى تو اطاعتت مىكنند. اى نزديكى كه هرگز از فريفته و مفتونت دورى ندارى و اى بخشايندهاى كه هيچگاه به اميدوار رحمتت، امساك نمىكنى.
إِلَهِي هَبْ لِي قَلْبا يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ
الهى، قلبى عطايم فرما كه شوقش او را به تو نزديك سازد و زبانى كه صدقش به سويت بالا آيد و نظرى كه حقّش موجب قرب درگاهت شود.
إِلَهِي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ] إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ يَا إِلَهِي فَلا تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لا تَحْجُبْنِي عَنْ رَأْفَتِكَ
الهى هر كس كه راه خودشناسى به دلالت تو پويد، به يقين مجهول و ناشناخته نخواهد بود، و هر كس كه به تو پناه آورد، به يقين خوار و بى يار نمىشود، و هر كس كه تو به وى توجه فرمايى، به يقين اندوهگين نمىگردد. الهى آن كس كه به دلالت تو ره پيمايد، حقا تابناك و فروزان است، و هر كس كه در جوار تو درآيد، براستى در مأمنى منيع مجاورت گزيده و من در پناهت آمدهام، اى خدا، حسن ظنّم را به رحمت خويش نوميد مگردان و از رأفت و مهربانى خويش محرومم مفرما.
إِلَهِي أَقِمْنِي فِي أَهْلِ وَلايَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّيَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ إِلَهِي وَ أَلْهِمْنِي وَلَها بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِي فِي رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ
الهى در كوى اهل ولايت خود، در اقامتگاه آن كس كه اميد افزونى محبّتت را دارد، اقامتم ده. خدايا شيفتگى به ذكرت را تا پايانى و نهايى آن به من الهام فرما و همّتم را در تحصيل آن نشاطى قرار ده، كه از كاميابى اسها و محل قدست نشأت مىگيرد.
إِلَهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلا أَلْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّي لا أَقْدِرُ لِنَفْسِي دَفْعا وَ لا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعا إِلَهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ [الْمَعِيبُ] فَلا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ
الهى، به ذات پاكت سوگندت مىدهم (سوگندى مصرّانه و لا ينقطع) مگر آنكه مرا به منزل اهل طاعتت و به اقامتگاه جاودانه شايسته از رضاى خويش، ملحق سازى، چه من قادر نيستم كه شرّى از خود دفع و يا نفعى جهت خود جلب كنم. الهى، من بنده ناتوان و گنهكار و مملوك توبه كارت هستم، پس مرا از آنان كه روى از آنها گردانيدى و به غفلت و سهو، از عفوت محروم شدند، مگردان.
إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ
الهى وارستگى از هر چيز و وابستگى و پيوستگى كامل به آستانت را موهبتم فرما و ديدگان دل ما را به فروغ نظر به خود، روشن ساز، تا ديدگان دل ما حجابهاى نور را بدرد و به معدن عظمت واصل شود و جانهاى ما همچون شعاع بعزّ قدست، آويخته گردد.
إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا
آلهى (مرا مظهر الهيّت خويش گردان) و از آنم قرار ده كه ندايش فرمودى اجابتت نمود، و اندك نظرى كه به وى افكندى مدهوش جلالت گرديد، پس تو با او به پنهانى راز گفتى، و او در آشكار براى تو مخلصانه عمل كرد.
إِلَهِي لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّي قُنُوطَ الْإِيَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ إِلَهِي إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ إِلَهِي إِنْ حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِي الْيَقِينُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ إِلَهِي إِنْ أَنَامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ إِلَهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ وَ لا يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ
الهى هرگز يأس و نوميدى را بر حسن اعتقاد به رحمتت چيره نساختم و هرگز رشته اميدم به كرم نيكويت منقطع نگرديد. الهى اگر خطاهايم مرا نزد تو ساقط ساخت، به حسن توكلى كه بر تو دارم از من درگذر. الهى اگر گناهانم از اوج مكارم لطفت به حضيض بى آبروئيم فرو افكند، سروش يقين، مرا به كرم عطوفتت آگهى و نويد داد. اى خدا اگر غفلت مرا از آمادگى لقاى تو به خواب غرور مبتلا ساخت، معرفت به نعمتهاى كرامتت بيدارم نمود. اى خدا، اگر كيفر عظيم تو مرا به آتش مىخواند، پاداش جزيل تو مرا به بهشت مىخواند، پس اى خدايم فقط از تو مسألت دارم و به سوى تو، ابتهال و زارى و اشتياق دارم، و از تو خواهانم كه صلوات و درود بر محمّد و آلش فرستى مرا از آنهايى قرار ده كه دائم به ياد تواند، و هرگز با تو پيمانشكنى نكنند و از شكر و سپاست لحظه اى غفلت نمی ورزند، و فرمانت را هيچگاه سبك نمی شمرند.
إِلَهِي وَ أَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفا وَ مِنْكَ خَائِفا مُرَاقِبا يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما كَثِيرا.
الهى... و به نور عز «مناعتبخش» خود كه از هر چيز مسرت انگيزتر است، مرا ملحق فرما تا معرفتم فقط از آن تو باشد و از غير تو روى گردان شوم و فقط از تو خائف و مراقب باشم، اى صاحب صفات قهر آميز جلال و لطف و مهر انگيز جمال، و درود و تسليم كثير خداى تعالى بر محمّد پيامبرش و بر آل طاهرين او باد.
شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات