تبليغاتX
امام زمان(عج)

امام زمان(عج)
امام زمان - نامه به امام زمان - امام حسين - نوحه - مداحي - ثارالله

اعوذ بالله ... بسم الله الرحمن الرحیم  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک ولایت وامامت غریب الغربا

حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام )

را به ساحت مقدس و نورانی 

حضرت بقیةالله روحی و ارواحنا له الفداء
تبریک عرض می نمائیم  

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.

سلام یا الصابر ، یا الرضی ، یا امام رضا ...
سلام به آقایی که هدانه (دور از وطن ) است
سلام به القبلة السابع (( قبله هفتم ))
سلام به فرزندش صاحب العصر و الزمان حضرت بقیة الله روحی و الرواحنا له الفداء لمقدمه تراب

یا امام رضا .... آه آه آه
باشه امام رضا .....
چشم ....


حضرت رضا علیه السلام هم  سفارش نموده اند که

برای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرج الشریف ) دعا کنیم


نظرتون رو به دعای که ایشان در حق یوسف زهرا سلام الله علیه نموده اند جلب میکنم امید وارم که همیشه به یاد حضرت باشیم و برای تعجیل در فرج و سلامتی ایشان از صمیم قلب دعا کنیم

 
اللهُمّ ادْفَع عَنْ وَليّکَ وَخليفتکَ وَحُجَّتِکَ عَنْ خَلْقِک..
اللهمَّ اشعَب بِهِ الصَدْع، وَارتق بِهِ الفَتْق، وَأَمتْ بِهِ الجَوْر، وَأَظْهِر بِهِ العَدْل، وَقَوِّ ناصِريهِ، وَاخْذُلْ خاذِليهِ، وَدَمْدِمْ عَنْ مَنْ نَصَبَ لَهُ..
اللهُمّ طَهِّرْ مِنْهُم بِلادَک وَاشْفِ مِنْهُمْ عِبادَکَ..
اللهمَّ اسْلُک بِنا عَلي يَدَيْهِ مِنْهاجَ الهُدي وَالمَحَجَّةَ العُظْمي.. وَقَوِّنا عَلي طاعَتِهِ وَثَبِّتْنا عَلي مُشايَعَتِهِ.."
(۱)


خدايا! بلاها را از وليّ خود که خليفه و حجّت تو براي مردم است دفع کن...
خدايا! به وسيله او پريشاني مردم، و پراکندگي اُمور را برطرف ساز، ظلم و بيدادگري را به وسيله او از ميان بردار، و عدل را به وسيله او آشکار کن ياوران او را ياري کن، و دشمنان و کساني که در فکر خواري او هستند، خوار و ذليل فرما...
خدايا! شهرهاي خود را از لوث وجود آنان (ستمگران، گردنکشان، کافران و بي‏دينان شرق و غرب عالم...) پاک کن، و با نابودي آنها دل بندگانت را شفا ده...
خدايا! با دستان با کفايت او، ما را به راه روشن، هدايت و راهنمايي کن... و نيروي فرمان بري از دستورات او را به ما عطا فرما، و ما را بر پيروي او ثابت و استوار نگه دار...

*********

منبع :(۱) مکيال المکارم: ج2 ص80 - 77.

********************************

 التماس دعا برای فرج آقا امام زمان ارواحنا فداه

اللهم عجل لولیک الفرج

******************************

یا امام رضا (ع)

امام رضا (ع)

یا امام رضا (ع)

یا امام رضا (ع)

یا امام رضا (ع)

یا امام رضا (ع)

 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/30ساعت 14:34  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

 اعوذ بالله ... بسم الله الرحمن الرحیم  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



امام زمان (عج)

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.
سلام به آقایی که عزت بخش يارانه (معزالاولیاء)...
سلام به عزیز فاطمه سلام الله علیه 
سلام به علی بن موس الرضا علیه السلام
سلام رفقا

  روایتی رو می خواهم نقل کنم که وقتی خوندمش هم خوشحال شدم هم سوختم ....
بخونید تا آخرش چند کلمه ای هم از دل گنه کارمون حرف بزنیم ....
یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) آقا دلم خیلی وقته هوای کوی توکرده ...
آقا می دونم بلعخره دعوتم می کنی ... منتظر اون دعوت قشنگتم آقا....

و ماجرا اینست  :

امام رضا (عليه السلام ) هم فرموده اند : او خواهد آمد...

مرحوم شيخ صدوق، طبرسي و برخي ديگر از بزرگان به نقل از ريّان بن صلت - که يکي از ياران و خدمت گزاران امام عليّ بن موسي الرّضا عليهماالسلام است - حکايت نمايند:
روزي خدمت آن حضرت شرف حضور يافته و اظهار داشتم: ياابن رسول اللّه!

 آيا شما صاحب الزّمان و وليّ امر هستي؟

فرمود: بلي، من وليّ امر هستم؛ وليکن نه آن کسي که دنيا را پر از عدل و داد مي کند، و چگونه اين کار از من ساخته باشد با اين وضعيّتي که در آن هستم!؟

آن کسي که منظور تو است، او قائم آل محمّد (عجّ) مي باشد
که تمام ظلم ها و بي عدالتي ها را برطرف و عدالت را جايگزين مي نمايد.
او هنگامي که ظهور و خروج مي نمايد، با اين که کهن سال و عمري طولاني از او گذشته است، امّا شکل و قيافه اش همچون جواني شاداب، بسيار نيرومند و قوي است، که چنانچه بخواهد بزرگ ترين درخت را ريشه کن کند، با يک دست چنين نمايد.(۱) .
امام زمان عليه السلام اگر فريادي بلند کند، تمام صخره ها متزلزل و دگرگون شوند، عصاي حضرت موسي عليه السلام - با همان خصوصيّت و حالت - و نيز انگشتر حضرت سليمان عليه السلام همراه و در دست حضرت قائم آل محمّد عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف مي باشد.
سپس امام رضا عليه السلام افزود: او چهارمين فرزند من مي باشد که خداوند متعال او را پنهان و مخفي نگه مي دارد، تا به موقع ظاهر گردد و دنيا را پر از عدل و داد نمايد. (۲)

*********************
منابع: (۱) همان طوري که پدرش اميرمؤمنان عليّ عليه السلام درب قلعه خيبر را با يک دست از جاي کَند و چندين متر آن طرف تر پرتاب نمود که چهل نفر هم نتوانستند آن را بردارند. 
(۲) إکمال الدّين: ص 376، ح 7، غيبة نعماني: ص 168، ح 9، إعلام الوري طبرسي: ج 2، ص 240.

**********************

حرف دل :
می دونی چی می خوام بگم یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام )می خوام بگم آقا اون خدمت گزار شما چی پرسید ؟ و شما چی جوابشو دادید ؟

یه حرف اول به یار شما و خدمت گزارتون میزنم :
یار آقا خوش به سعادت که آقا رو حضورا درک کردی امام زمانتو شناختی که  دنبال امام زمان ما گشتی دیدی آقا چی جوابتو داد ...

 آره یار امام رضا این همون آقای ما هست که الان ما در محضرش هستیم ولی ...
از این  خوشحالم که یا امام رضا هم شما رو دارم هم در زمان  فرزند شما هستم و از فیض حضورش استفاده میکنیم . و اونقدر که همه عاشقا نتون  و خودم به شما و حرفتون اعتقاد داریم ،  امید هم داریم و صبر میکنیم که بلعخره یه روزی به گفته شما  میاد تا دنیا رو پر از عدل و داد کنه ......

(تا انتقام سیلی مادر و خون پاک امام حسین (علیه السلام ) و تمامی مظلومین رو بگیره   ... )

 سوختم به خاطر اینکه  حالا که ما هستیم و آقای ما هم هست...
ولی نتونیم کاری کنیم که  بیاد ....
این برامون خیلی سخته ...
از این می سوزم که این پرده های بین خودمون و آقا رو نتونیم یه موقعه بدریم و به آقا برسیم و آقا هم به مابرسه ....
یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) یا ضامن .... ضمانت ما رو پیش پسرتون ... نمی کنی آقا ؟
شما که هیچ کس رو دسته خالی برنمی گردونی آقا !!!
یا امام زمان قسمت می دم به همون اسمی که اول حرفام گفتم که (معزالاولیاء) هستی ما که
نمی تونیم از یاران و اولیاء شما  باشیم ولی آقا یه کاری کنه که ما هم بیایم با تو باشیم ....
برای شما که کاری نداره یه نظر ..
به ما هم عزتی بده یبن الحسن ....

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا برای فرج آقا امام زمان روحی و ارواحنا له الفداء

امام زمان و امام شهدا و شهدا یادت نره صلوات ختم کنید


  نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/27ساعت 23:14  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

 اعوذ بالله من نفسی ضعیف  و من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.

سلام یا حجة بن الحسن  .....
سلام بر خورشيد آسمان هستي ظلمت گرفتگان....
سلام سیدی...


سلامتی آقاجانم ...؟
حالت خوبه آقا جانم ...؟
چه می کنید آقا جونم  ...
 از بی قراااااااااااری ها چه خبر ...؟
یه لحظه صبر کن آقاااااااااا......... نه،  نمی خواد بگی بغضم ترکید ....
آره آقا نمی خواد بگی ... فهمیدم ...
همین که آقا جواب سلام رو دادی بسمه آقا ... آقا دلم طاقت نداره .......
ما که اسیرتیم آقا... به حرفام جواب ندادی عیب نداره ... فقط بشنو آقا ...
آقا با اشک می پرسم اینطوری بهتر قبولم می کنی ؟...
دل ما که درمون نداره پس بزار همینطور حرف بزنم ....
از غروب سرخ خورشید و غم های خروشان دل شما چه خبر ؟
ازسحر های مدینه چه خبر ..؟ ای سحر خیز مدینه ....
آقا جانم ... روز ها تموم میشه عمرم میره دلم میسوزه آقا ...
ما رو اینطوری می بینی آقا حالت بد میشه  مگه نه ؟
خودمم از فصل خزون و برگهای عمرم دل گیرم ....
آقا شما فصل خزونتون چه رنگیه ؟
آقا فضل خزون قشنگه مگه نه؟
آقا این برگ ها رو دیدی  چقدر زیبا و آرام  میریزند رو زمین ...؟
آقا حسرت میخورم ......
آقا عمرم ...
آقا لحظه ها ...
آقا جمعه ها ....آره ....... آقاااااااااااا جمعه ؟ کجا  ؟ کدامین راه ؟
آقا یک کلمه ....

ای آقای من
خسته شدم .... خسته .....بزار فریاد بزنم


خسته شدم .... خسته


یکی نیست بگه حال آقای ما چطوره ؟
مثلا چی میشه آقا ... یه روز یکی بیاد بگه فلانی آقا سلام رسونده میگه حال ما به لطف پرو ردگار و دعای بعضی ها خوبه ... و بگه سفارش کرده که برای فرجش  دعا کنید ....
چی میشه آقا  یه ره گذری یه غریبه ای ... بیاد بر ما گذر کنه ... دم گوشمون یه نجوایی کنه بره ....
آره آقا ما اینطوری هم قبول داریم آقا .... چیزی نمی گیم ...
آقا مگه ما رو سیاه ها دل نداریم .... ؟

فقط بشنوم حالت خوبه.....دیگه بهونه نمی گیرم ... یعنی یه کمی بهونه ام کم میشه ... !
تو که ما رو خوب می شناسی.....آره آقا شاید ...
آه... اللهم عجل لولیک الفرج ......آه...آه


آقااااااااااا چی بگم ؟ .... داره یه جمعه دیگه میاد آقا .... ولی هنوز اشکام ...
آقااااااااا امن یجب هات بیچاره  کرده ....  اللهم کن لولیک الحجة ین الحسن ....
آقا ما که دل میدیم شما هم که دل میگیری....
  آقا نا امید شدن برام سخته آقاااااااااا
آقا شما هم تو دستمون چیزی بزار آقا ما هم گدایی سر کوی تو ایم آقا ...
... آقا من که چیزی نخواستم ... فقط گفتم از شما جدا نشم ... آقااااا
آقا...
بزار انتظارهای سوز ناک آتشین به سراغم بیاد ...
یاد  کربلا ... یاد کوچه های مدینه ...
این قلبم می خواد پاره پاره بشه ....
آقا میخوام بسوزم  ... بمیرم ... له بشم 

یاااااااااا امام زمان .... دلم شده یه ذره برای ماه محرم....

جانم آقااااااااا ........... چی شد؟ ... دل شما هم تنگ شده ؟!؟
ااااااااااای... واااااااااااااااای...آقا
دلم رو سوزندی آقا ................ دلم  رونشکن آقااااااا ....
ببخش آقا جانم سوختم ... سوختم سوختم .....

******************
التماس دعا برای فرج آقا امام زمان رو حی و ارواحنا له فداء
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن ....آمین

  نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/24ساعت 3:6  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.

ولادت کریمه اهل بیت(علیه السلام )

خانم حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیه )

را به محضر مقدس و نورانی

 حضرت بقیة الله(الاعظم روحی و ارواحنا له الفداء)

وبه ساحت مقدس و ملکوتی 

 حضرت ثامن الحجج اما رضا (علیه السلام )


و تمامی عاشقانشان تبریک عرض می نمائیم

 

حرم حضرت معصومه (سلام الله علیه )

 **********************************

شأن و جایگاه حرم حضرت معصومه (سلام الله علیه)

 در حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام

*******************************

حديث مفضل از امام صادقعليه‏السلام ( راجع به خروج سید حسنی ...)

 

در این حدیث فقط به این بخشش اکتفا میکنیم (( و المنادي من حول الضريح،))
 که محل منادی آسمانی منظور کدامین حرم بوده که طبق استناد به این احادیث به جایگاه ویژه

 حرم کریمه اهل بیت (ع) حضرت معصومه (سلام الله علیه )

  توجه بسیاری شده است ...انشاالله دل حضرت شاد گردد ....

حدیث :
مرحوم علامه مجلسي- رضوان الله عليه- در کتاب «بحارالانوار» ضمن حديثي
مفصل و طولاني، از «مفضل بن عمر» از حضرت امام جعفرصادق عليه‏السلام، جريان خروج سيدحسني، و شرح قتل و کشتار عجيبي که بفرمان وي، براي بيرون راندن لشکريان سفياني و پاک نمودن سرزمين مقدس ايران از لوث وجود ظلمه و ستمگران انجام مي‏شود، چنين آورده است:
«ثم يخرج الحسني الفتي الصبيح الذي نحو الديلم! يصيح بصوت له فصيح يا آل‏أحمد أجيبوا الملهوف، و المنادي من حول الضريح، .....
( ادامه حدیث در ادامه مطلب )

**************

.......(حرم حضرت معصومه عليهاسلام)
در شهر مقدس «قم» باشد که پيغمبر گرامي اسلام درباره‏اش فرموده است:
«شبي که مرا به آسمانها بردند نظرم بر بقعه‏اي از زمين جبل افتاد که سرخ رنگ، و زمين آن از زعفران نيکوتر و بوي آن از مشک خوشبوتر بود، پرسيدم جبرئيل: اين چه سرزميني است؟ جوابداد اين سرزمين شيعيان تو و شيعيان پسر عمت علي بن ابيطالب عليه‏السلام و صورت شهريست که آنرا «قم» مي‏نامند» ......

منبع:  علل الشرايع، ج 2، ص 572، و بحارالانوار، ج 60 ص 207 و تاريخ قم، ص 92 و 97.

 

متن کامل و احادیث مختلف در (( ادامه مطلب)) می باشد

 

********************************

التماس دعا برای فرج آقا

اللهم عجل لولیک الفرج


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 23:34  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.

سلام یا فارس الحجاز
سلام آقااااای مهربونم . غریبم...
باز هم یه پنجشنبه دیگه ای و سفری به مسجد عشق ....جمکران ....
ای بابا ای کاش به جای این نقطه ها  می شد اشک گذاشت...
بعد سه هفته اومدیم جمکرانت آقااااا ....

با کوله باری از حرف دل خودم و یه سری دیگه از رفقا اومده بودم ...
حرف رفقا رو گفتم  همه حرفای خودم رو یادم رفت بگم ...
نمی دونم چرا اینطوری شده جمکران ... فکر کنم مشکل از خودمه ... نمی دونم ... چی بگم ... اصلا انگاری عالم به هم پیچیده ...
ولی ای جمکران چه کردی با این  دل...
مسجد جمکران تو با من غریبی نکن ...
مسجد جمکران تو با من غریبی نکن ...
مسجد جمکران تو با من غریبی نکن ...
 
         عکسها رو عصر دیروز پنچشنبه از جمکران گرفتم..... تقدیم به عاشقان و دلسوختگان حضرت ...

امام زمان (عج)-جمکران


اومدم پیشت ولی مثل اینکه  بعد سه هفته ندیدن  غریب تر شدی ... ای ...ای
ولی چرا اینطوری به رخ کشیدی ... نگفتی ما طاقت نداریم ...

امام زمان (عج)-جمکران


مسجد جمکران این خشت هایت، کاشی هایت پر از درده
نگاهت پر ز ناله، غروبت بی قراره 
جمکرانی از آسمانی در زمینی پر از حسی ... حس غریبی
 جمکران  تو هم  با دلی پر حرف و خسته و چشم  به  راهی ؟

 

نگفتی ما به خیال خودمون دلمون خونه ... تو دیگه دل ما رو خون نکن ....
آهان شاید به خاطر اینکه شدم مسافر زمان دل تو هم  از دست من گرفته ...
شاید بهم میگفتی ای بیچاره تازه فهمیدی تو هم مسافری.... ای ... ای ...
حتما تو هم دلت گرفته که ما هم موندنی نیستیم ....
جمکران شاید دلت برای اشک هام  تنگ بشه ...
حتما یادت می مونه که ما هم اشک ریختیم ...
کلی با اشکهای ما صفا کردی ...
نگفتی این حس غریبی یه دفعه آدم رو آواره میکنه ...
ما که همینطور آواره هستیم ...تو دیگه بدترش نکن

امروز روز جمعه ای همش پیش خودم می گفتم که ما بنده های خوبی نبودیم هروقت مشکلی دردی کاری پیش میاد یادش می افتیم که خدایی هم داریم آقایی هم داریم می ریم دنبالش می گردیم که ببینیم چه طور این آقا کار راه می ندازه چه طور شفا می ده...
بابا  این خیلی بی معرفتیه ....
این آخر بی وفایه ...
تا به حالا شده  دلت بگیره به دلت بیفته که این درد ، درد آقا امام زمانه ...
بگیم آقا بزار یه بار هم من بپرسم درد شما چیه ...
همش قرار نیست شما به حرف ما گوش بدید ...
یه با رهم ما به حرف دل شما گوش بدیم آقا جونم...
بگیم آقا امروز اومدم ببینم دردت چیه چرا دلت به درد اومده تا به حدی که رو دل ما  گنه کارا تاثیر گذاشته  ...
بیام بپرسم آقا دل شما چرا خونه ... ؟
شده بگیم آقا امروز اومدم ببینم این چیه که شما رو اذیت می کنه من امروز انجامش ندم ...
ای ... ای...وای
  این حرفا رو به خودم میگم که همش در گمراهی به سر میبرم نمی دونم کجایی این عالم و در چه زمانی ایستادم ...


نمی تونم بنویسم ...

 نمی دونم این دلم اونقدر پر از حرف شده  که دیگه جایی نداره ... دیگه دست هم بغض کرده ،  مثل سینه حق حق گرفته ... نای نوشتن نداره
خیلی حرفام رو هم اینجا نمی تونم بگم ...
حالا بعضی ها نمی دونم چرا فکر میکنند اینجا همش غم ناک به روز میشه ...
از کی تا به حالا حرفای ما با امام زمان غمناک شده .... حرف دل با امام زمان پس باید چه طور باشه ...
شما بلدید به ما هم یاد بدید که چه طور با امام زمانمون حرف بزتیم ....
اونقدراین دل پر که بخواد سفره اش  باز بشه ... دیگه جمع شدنش سخته ....
(این حرف رو زدم به دلم افتاد که ... وای از دل امام زمان ...آقا ما که چیزی حالیمون نیست اینطوری هستیم ... شما چه طور تحمل می کنید این همه ....)
نمی خوام چیزی  بگم ، هرچی در مورد ما و هر طور می خواهید فکر کنید ما به دل نمی گیریم ...

********
نقطه های انتهای جمله هایم پر از حرف است ای کاش نقطه ها هم  توان سخن گفتن داشتند ...

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا برای فرج آقا

  نوشته شده در  جمعه 1386/08/18ساعت 15:35  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

               آجرک الله یا بقیٍةالله                    

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

شهادت جانسوز امام جعفر صادق علیه السلام

را به ساحت مقدس و نورانی امام عصر ارواحنا فداه

تسلیت عرض می نمائیم

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.

سلام آقا جان
از ماه رمضونه که میخوام این حدیث رو بگم ولی هی صبر کردم گفتم بزار شهادتش بیاد بعد بگم تا خود حضرت نظری کنند تا این حدیث به جانمون بنشینه ...البته این حدیث رو قبلا هم ذکر کرده بودم
(( کلیک کنید ))
این حدیث باید الگویی در زندگی منتظرا باشه ... که نشانگر عشق والای امامیه که رخ یار ندیده عاشق شده ....
خیلی به این مسئله و حدیث توجه کنید ... هزار بار هم این حدیث خونده بشه و نقل بشه کمه ....
ندیدن عاشق شدن ...
بزارید به جان چشیده بشه تا بتونیم کمی درک کنیم ....
دعای اللهم عرفنی نفسک که دعای معرفت نام داره و از جانب حضرت صادر شده و خیلی حدیث های دیگه که در باب امام زمان ارواحنا فداه از ایشون نقل گردیده .... بهترین و صادق ترین الگو هست  که میشه از یک منتظر واقعی و کامل گرفت و درک کردن داغ فراقی که امام صادق علیه السلام کشیده فقط چاره سازیی است  برای سو زاندن شمع وجود خودمون ...
آره رفیق داغ فراق رو باید از ایشون یاد بگیریم و به ایشون اقتدا کنیم تا که شاید درسی از فراق نامه یارگرفته باشیم که این درس هم  به زیباترین بیان در احادیثی که  از جانب این امام گرانقدر نقل گردیده استفاده کامل کنیم   ....

فراق نامه ای از امام جعفر صادق علیه السلام

با برخي از اصحاب بر امام صادق (عليه السلام) وارد شديم، او را نشسته بر خاک ديديم، در حالي که عبايي خشن با آستين کوتاه پوشيده و با قلبي سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، مي گريست، رنگ چهره اش تغيير کرده و اندوه از گونه هاي مبارکش پيدا بود و اشکهايش، لباسش را خيس کرده بود وناله مي کرد:

 «مولاي من! غيبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است!
مولاي من! غيبت تو، بلا و مصيبت مرا به فاجعه هاي ابدي پيوند داده، و از دست دادن ياران، يکي پس از ديگري، اجتماع و شماره ما را از بين برده، هنوز سوزش اشکي که از چشمم مي ريزد و ناله اي که از دلم بر مي خيزد با ياد بلاها و سختي هاي ـ دوران غيبت تو ـ پايان نيافته که درد و رنج شديدتر و دردناکتري در برابر ديدگانم شکل مي گيرد!»

ادامه در ادامه مطلب

 

برگی از فصل خزان ...

راستی فردا ۱۵/۸/۸۶ تهران همزمان با شهادت رئیس مذهب شیعه

 شاهد تشیع پیکر۶۵ شهید پر پر شده 

۸ سال دفاع مقدسه .... 

بازهم یک تکیه استخوان و یک پلاک ....

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا برای فرج آًقا

برای شادی رو ح پاک شهدا و امام شهدا صلوات


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 23:36  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 
 

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

.:: نشان حک شده روی قلبم ::.

      اللهم عجل لولیک الفرج

      التماس دعا برای فرج آقا

  نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 14:9  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)  

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

.:: نشان حک شده روی ? ::.

سلام رفقا

این پنجشنبه هم گذشت مسافر جمکران نشدیم ...

میخواستم یه مطلبی رو شروع کنم با عنوان (( جریان زندگی )) ...

منتهی یک جریان دیگه ای پیش اومد گفتم بگم شاید شما هم استفاده کنید ...
****************
 همین پنجشنبه ای که گذشت ساعت ۹:۳۰ شب بود رفته بودم سلمانی یکی از رفقا برای اصلاح ...ایشون داشتند سر بنده رو اصلاح می کردند که یه دفعه گوشی همراه  زنگ خورد...

الو سلام خوبی کجایی ؟
سلام ...جمکرانم ....

خلاصه دلمون هوای جمکران رو داشت  که به لطف رفقا  بیشتر هم  شد ...صحبتها تموم شد..
داخل مغازه غیر من و رفیقم برادر خانم رفیقمون هم بود ...
بعد گفتگوی کوتاه در رابطه با شیطان .. صحبت از امام زمان ارواحنا فداه پیش اومد ....
خالصه می کنم : مطلب به اینجا رسید


رفیقم : آقا مهدی مگه دخترت رو امام زمان شفا نداد ...!
(( دوباره مثل هفته گذشته شد ... جریان یک شفا و کرامات دیگه ....))
 مهدی : آره ... دخترم رو امام زمان شفا داد...
 مهدی : بعد ۱۸ روز از تولد دخترم  دکترا گفتن سرطان داره ......!!!
مهدی : ۳ساله که بود جمعا فقط چند ماهی خونه بود ...  همش بیمارستان بود...
مهدی : تا اینکه دیگه دکترا جوابش کردند
رفیقم : آره دکترا گفتند بچه رو ببرید خونه ... کار تمومه
مهدی : یکی از همون روزهای سخت  بچه یکی از همسایه ها خوابی دیده بود و اومد برای ما تعریف کرد ....
(( بغض گلوم رو فشار می داد بدنم سرد شده بود .....))
مهدی : بچه همسایه گفت: خواب دیدم که شما تو پارکینگ خونتون دارید داخل دیگ چیزی درست می کنید و شما دارید همش میزنید که یکدفعه یه آقای نورانی که چهره اش از نورانیت معلوم نبود  و عبای سبز رنگ داشتند اومدند جلو و اون وسیله ای که در دست داشتید که  اون غذا رو هم میزدید گرفتند و شروع کردند به هم زدند و گفتند که هر سال یه گوسفند نذر کنید و با اون غذا درست کنید و خیرات کنید بین مردم  انشاالله بچه اتون خوب میشه ...
مهدی : این ها رو که برای ما تعریف کرد انگاری آبی روی آتیش ریختند همه که دیگه واقعا قطع امید کرده بودند و خیلی ناراحت بودند که بعد حرفای اون بچه  همه یک آرامش خاصی گرفتند .....

مهدی :  با انجام اون اعمال نذر یک گوسفند و .... دخترم خوب شد ... بردیمش به چند تا دکتر نشونش دادیم چندین جا بردیم عکس برداری کردیم ...... دیگه هیچ اثری از سرطان نبود...
مهدی : الان دخترمون ۸ سالش شده و در سلامتی کامل به سر میبره ....

شکر الحمدلله

آره رفقا این هم یه پنچشنبه دیگه ....


من مسافر زمانم .... ولی تو خود زمانی ...یا صاحب الزمان آقااااااااااا

خدا رو شکر خدار رو شکر الحمدلله

التماس دعا برای فرج آقا

اللهم عجل لولیک الفرج

  نوشته شده در  جمعه 1386/08/11ساعت 0:45  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

.:: نشان حک شده روی ? ::.

سلام رفقا
میخوام اگه بشه شروع کنم از خاطرات جمکران بنویسم .... البته اگه بتونم ....
تا اینکه دوباره قسمت بشه به پابوس قدمگاه یار بریم همه با هم  ....
انشاالله قسمت هر کدومتون شد رفتید بجای ما هم برای سلامتی و فرج آقاااا امام زمان  دعا کنید

************
سال گذشته همین موقعه ها بود تو صحن مسجد بودیم دیگه موقع رفتن بود هوا هم مثل حالا پاییزی بود ....
یه نمه بارون زده بود و زمین رو مرطوب کرده بود .... (بوی رطوبت خاک جمکران یادش بخیر )

صحن مسجد خلوت بود ... با یکی از رفقا داشتیم به سمت درب خروجی می رفتیم تقریبا از روبروی مسجد که رد شدیم دو تا جوون نشسته بودند .... یک دفعه چیزی توجه ام رو به خودش جلب کرد ...

می دونید چی بود؟ (( قلیان )) بله رفقا دو تا جوون نشسته بودند و لم داده بودند و قلیان می کشیدند ...
(( البته ناگفته نماند که اگه  خادمین مسجد همچین موردی ببینند برخورد می کنند ))

این رفیق ما تا متوجه قضیه شد داغ کرد گفت برم بزنم زیر بساط شان ....
بهش گفتم یه لحظه صبر کن !!!  تو کاری نداشته باش بیا بریم جلوتر ..تو  چیزی نگو  ...

وقتی نزدیک شدیم ... رفتم جلو خیلی با آرامش و لبخند ....
 
گفتم :سلام بچه ها ...

قلیون ! اونهم تو مسجد! ... اینجا! .... به نظر تون  این کارشما ! چهره خوبی داره .... ؟

یکی از اون بچه ها : امام زمان  هم ما رو با قلیونمون دوست داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فقط همین رو گفت............ منهم دست رفیقم رو گرفتم و رفتیم .......

یک برداشت خیلی کوچیک :
دوستی و محبت  ما نسبت به اما زمان ارواحنا فداه مثل یه قلم موی نقاشی می مونه که ما این قلم رو چقدر آغشته به عشقش کنیم و به بوم دلمون بزنیم ( بستگی هم داره از چه رنگهایی استفاده کنیم )

یه چیز دیگه هم هست (( باید بدونیم خالق رنگ ، قلم کیه { خدا یا شیطان }  ))

و متقابلا دوستی امام زمان نسبت به ما به اندازه همون طرحیه که ما تو دلمون میزنیم !

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا برای فرج آقا

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 23:30  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


.:: نشان حک شده روی ? ::.
سلام  ... یا ستار العیوب 
*************************
دیروز شنبه  داشتم تو خیابون می رفتم زمین رو نگاه می کردم هر جا رفتم نان خورد ه رو زمین دیدم چقدر نون روی زمین ریخته شده بود ...
ای بابا چه خبره چرا شهر اینطوریه ...(( برکت و نعمت خدا... ))
اصلا هر کجا رفتم ده قدم بیست قدم اونطرف تر و یا کمی جلوتر خورده های نون رو زمین بود ...
سرم رو بلند کردم آخه گفتم قرار باشه همه رو جمع کنم دیگه هیچی ...
سرم رو بالا گرفتم خودم رو زدم به نفهمی !!!
مردم رو نگاه كردم از کنار هر کسی رد شدم صحبتهاشون به گوشم می رسید ...
اصلا خواستم چند دقیقه ای برای خودم نباشم ...
صدا ها به گوش می رسید دروغ ...گناه ، غیبت ..
و هزارتا گناه دیگه ... منقلب شده بودم ...دلم خیلی گرفت دیدم خیلی گناه کارم پیش خدا شرمنده شدم دوباره سرم رو انداختم پایین ...
ناخوداگاه  شیطان رو به ذهنم تداعی کردم تا ببینم در چه وضعیتی هستم...
به خانم ها که نمی شد نگاه کرد شرارت شیاطین بی داد میکرد...
فقط به آقایون نگاه میکردم که چه طور خیره به تن ها و صورتکهای شیاطینی می شدند ...
 مانند خفاشانی که چشماها از حدقه بیرون زده با بهت و حیرطی نگاه میکردند که گویی حورالعین های بهشتی رو تماشا می کنند...

در افکار بیمارشون تسلیم و گرفتار پلیدی و نیرنگ شیاطین شده و در برابرش زانو می زنند...
وسوسه های شیطانی که دستان هزران نفر رو به گناه آلوده میکنه ...
خانم های پاک دامنی که خود ، از اعمال خودشون خبر دار نیستند ...وای وای..
و نمی دونند با چه نیرنگی دامن خودشون رو به روی شیطان گشوده اند ...
بوی متعفن گناه ،  شهر رو فرا گرفته ...
در این شهر ها دگر خدا فراموش شده ...
سلطنت شیطان گسترده شده حکومت بر انسانها در این کره خاکی بر دستان شیطان است...
سیطره حکوت شیطان علنی شده ... با چشم غیر مسلحه هم میشه نزاره گر باشیم ...


این چند خط هم  به دلم افتاد بزارید بگم یه موقعه فکر نکنید ما گناه کار نیستیم  ...

آه آه  که چشمم پر گناه و رویم سیاه  است ********دلم از گناه پر خون و شرمسار  ز رویت
نگاه مکن ! ای یوسف زهرا به این دل *********دلی که درد تو را ندارد پر گناه است
 


نزدیکی های غروب بود تو همون مسیر از جلوی یه کوچه رد می شدم یه دفعه نور خورشید  به چشمم بر خورد  ...

داخله کوچه هیچ کسی نبود وارد شدم وسط کوچه ایستادم و با نگاهی حسرت انگیز به خورشید نگاه کردم پیش خودم گفتم :


دو هفته ای هست غروب خورشید رو ندیدم ...!!! می دونید چرا ؟
آخه فقط تو جمکرانه که غروب خورشید نصیب ما میشه و خورشید رو اونجا زیارت میکنیم ...

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 0:5  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

تبریک یا صاحب الزمان (ارواحنا فداه)



.:: نشان حک شده روی ? ::.
سلام رفقا
شکر  خدای مهربان که رحمتش ، رحمت آفرین است ...

بازهم یه پنجشنبه دیگه اومد رفت ... ولی جمکران نرفتم  ....
دلم داغونه ...نه اینکه جمکران نرفتم ...نه نه به خاطر اینکه مطمئنم چند وقتی نمی تونم دیگه برم ...
بلعخره توفیقات گرفته می شه سفره ها جمع میشه ... این بستگی داره چقدری برای خودت اندوخته داشته باشی ...
به هرجهت شرمنده شدم که دیگه نمی تونم نامه رسون باشم ...

الان تودلم یه چیزی گذشت ...گفت بی خودی اینطوری حرف نزن این هفته هم نشد....
تو نمی تونی تحمل کنی حتما به خاطر نامه ها هم  شده باید بری دست خودت نیست ....
حالا بگزریم
ولی امید بسیار دارم که بلعخره همه اون عاشقانی که دلشون برای جمکران پر میکشه و عاشقند که قدمگاه یار رو از نزدیک ببینند و عطر گل نرگس رو استشمام کنند تا تولدی دوباره داشته باشند و در اون حال هوای خاص معنوی که هیچ کجایی از این کره خاکی وجود نداره الا جمکران و چند جای دیگه تا بتونید درکی از وجود حضرت رو به جان خودتون حس کنید ... انشاالله فقط صبر ...


 این هفته که گذشت چند روز پیش و امروز خبرهای خیلی خوبی شنیدم خبر دو تا ازدواج ...
اولی ازدواج رفیقمون آقا رضا که از عاشقان حضرت هم  هست و بنده این وبلاگ رو مدیون ایشون هستم چون باعث و بانیش ایشون بودند ...
و دومیش هم خبر ازدواج  یکی  از (( یاران جمکرانی من )) خواهر خیلی عزیزم که ایشون هم  واقعا از عاشقان حضرت هستند . ...
انشاالله هر دوی این عزیزان درتمامی لحظات زندگی و جود حضرت رو هرچه بهتر و نزدیک تر درک کنند و زندگی پر ثمر و با برکتی رو به حق آقا امام زمان ارواحنافداه داشته باشند .
انشاالله انشاالله انشاالله
انشاالله که خوشبخت بشید ...


نه مثل اینکه اینطوری نمی شه این هفته خیلی هفته خوبی بوده...
آقاجان حتما به عاشقانت عیدی می دی ...!!!

نظری کن آقا اینا هیچی نباشه ، هیچی نباشه ؛ بلعخره شما رو هم میخواند دیگه !  ...
مگه بدونه شما این وصلت ها جور میشه ؟....

می دونم خیلی تو دلها شون به  شما متوسل اند ... آقاجانم به حق ساحت مقدستان  نظری کنید ... 

آقاجان یه خواهش :  به حق مادرتون بی بی حضرت فاطمه سلام الله علیه  به این  رفقای عزیزمون که یکی شون خودش با ما جمکران می اومد و یکی دیگشون هم دلش با ما جمکرانی می شدهمسرانی پاک دامن نصیبشان گردان  انشاالله ...
 

تقدیم به شما (( پیوند های تان مبارک ))

 اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

برای خوشبختی و عاقبت بخیری  دوستان عزیزمون ۳ تا صلوات بفرستید .
  

  نوشته شده در  جمعه 1386/08/04ساعت 16:16  توسط مسافر زمان(منتظر ناشناس)   | 
ضجه ها و ناله هاي  گذشته
--------------------------------

....رفیق بزار کمی برات گریه کنم !

میلاد نور (یا سلطان علی بن موسی الرضا روحی فداک)

به یاد تو ... چرا یادت مرا فراموش!

ویژه شهادت رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق (علیه السلام)

خاک درب کوی تو ؛ سرمه چشم ما آقا

ماه خدا (ویژه نامه)

اختتامیه و شروع طرح دور جدید " ثبت نام کنید تااز قافله عقب نمانید"

نیمه شعبان تهنیت باد

ویژه ایام مبارک

دانلود ویژه مولودهای ماه شعبان



ویژه میلاد نور

میلاد نور

این الرجبیون...

چه انتظار غریبی...

میلاد نور

سلام به امام عصر روحی فداه یگانه مهدی دلها

میلاد نور

آخه می گن وقت بارون دعا مستجاب میشه!

قفل سنگین گناه

میلاد نور----- من بقیة الله هستم

عصر این جمعه دلگیر...دلم پرگناه است

سال نو

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ...

در غیبت شما غیبت کردم آقا... حلالم کن !

دلم هوای تو کرده ...

جهاد در برابر حادثه ها

سلام فرمانده

اربعین سید سالار شهیدان

خدا حافظ غروب جمعه