امام زمان(عج) |

|
رهنمودهایی در جهت انس وارتباط بیشتر با اقا امام زمان(عج) |
|
1- سلام روزانه بر امام زمان(ع) وائمه منتسب به هر روز ولعن بر ظالمین حقوق ایشان |
|
2-خواندن دعای فرج(الهم کن لولیک) در قنوت نمازها |
|
3-خواندن آیت الکرسی پس از هر نماز ودادن صدقه جهت سلامتی آقا امام زمان |
|
4-خواندن دعای عهد جهت بیعت با امام زمان(عج) |
|
5-دعای بسیار جهت تعجیل در ظهور اقا(واکثرالدعابتعجیل الفرج) |
|
6-خواندن روزانه حداقل 10 آیه از قرآن وفرستادن روزانه بیش از 10صلوات همراه باو عجل فرجهم جهت تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج) |
|
با توجه به این که مداومت روزانه در اعمال فوق کمتر از ربع ساعت به طول می انجامد شایسته است هر محب وشیعه امام زمان(ع) خود را از این حداقل محروم نکند. |
|
7-خواندن نماز اول وقت و دائم الوضو بودن |
|
8-با توجه به عرضه شدن نامه اعمال خدمت امام زمان(ع) ترک معاصی وعمل به واجبات |
|
9-خواندن زیارت ال یاسین-عاشورا وجامعه به نیابت از امام زمان (ع) |
|
10- خواندن نوافل یومیه بخصوص نماز شب ونماز غفیله به نیابت از امام زمان(ع) |
|
11-مانوس بودن با کتب ادعیه و تکالیف وآداب ماههای قمری |
|
12- پایبندی و تقید به احکام فقهی بخصوص احکام موردنیاز عبادی وشغلی |
|
13-مداومت در زیارت ماهانه قبور ائمه(ع) امام زادگان و علما و ارحام |
|
14-احسان ونیکی کامل در حق والدین وجلب رضایت قلبی ایشان |
|
15-انجام اعمال مستحبی فوق وکلیه اعمال مستحبی به نیابت از امام زمان (ع) وهدیه ثواب آنها خدمت ایشان |
|
16-تذکر و ترویج نام مبارک امام زمان (ع) وتشویق خانواده وجامعه به دعا بر تعجیل ظهور ایشان |
|
همه هست آرزویی که ببینند از تو رویی چه زیان ترا که من هم برسم به آرزویی |
چه روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی
چه بغزها که در گلو رسوب شد، نیامدی
خلیلِ آتشین سخن ، تبربه دوشِ بت شِکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی
از ابتدای هفته ام در انتظار جمعه ام
چه جمعه صبح و ظهر،نه،غروب شد نیامدی
يا ايها العزيز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجة فأوف لنا الكيل
و تصدق علينا ان الله يجزي المتصدقين .......
ما ديگه كاري از دستمون بر نمياد تو كمكمون كن تو دست ما رو بگير.............

دوتا کبوتر تو مدینه آشیونه داشتند تو کوچه های بنی هاشم آب و دونه داشتند
یروز یعدّه صیّاد بی سروپا رسیدند لونه اون کبوترا رو به آتیش کشیدند
بال و پر یکی از اون کبوترا رو بستند بال و پر اون یکیشون رو تو قفس شکستند

زائر رضا دلت هواي مشهد نكرده ؟
يادش بخير ميرفتم حرم تا سحر ميموندم اونجا . دلمو ميدادم دست آقا .
اونايي كه رفتن ميدونن تو حرم ميشه امام رضا رو ديد نميدونم ولي ... وقتي ميگن
رئوفه وقتي ميگن مهربونه راست ميگن اصلا همش حس ميكنم صفت غالب
امام رضا همون مهربوني ايشون هست وقتي دم در حرم مي ايستي وقتي گنبد
رو ميبيني سرتو كه خم ميكني دست كه رو سينه ميذاري با دلشكستگي ميگي :
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا....
وقتي وسط سلام بغض گلوتو ميگيره احساس ميكني آقا يه نگاه تو چشات ميكنه
با همون مهربونيش دست رو سرت ميكشه آرومت ميكنه ...
خوش بحال اونايي كه اينقدر بي تابي ميكنن
دل رئوف حضرت طاقت نمياره ديگه اونا رو تو آغوشش ميكشه آرومشون ميكنه...
كيه رفته مشهد امام رو نديده؟ كي ميتونه بگه رفتم و نديدم ؟
محاله ... اونم امام رضا مگه مهمون نوازتر از اون ميبيني ؟
قبل از اينكه مشهد برسي مياد استقبالت .
كيه كه چشماش به ضريح خورده و جمال حضرت رو نديده؟ مگه ميشه ؟
جواب سلام كه واجبه چطور سلامش كردي و جواب نشنيدي اون كه جواب داد
تو حواست كجا بود؟
چه صفايي داره وقتي آماده بشي براي حرم آروم آروم به نشانه احترام راه
بري سرتو بندازي پايين وگرنه اينقدر عجله داري كه دوست داري عين كبوتراش
پرواز كني بشيني رو گنبد طلا .. با هر قدم دلت تندتر ميزنه .
ميرسي به در حرم معنويت بهت غالب ميشه در حرم رو ميبوسي يه قدم
ميري جلوتر چشات كه به گنبد نورانيش ميفته بي تاب ميشي سرتو خم
ميكني سلام ميكني ...
صداي زمزمه زائرا رو ميشنوي يه سري كنار باب المراد نشستن منتظر شفاي
مريضشون هستن ... تو هم دلتو ببند به ضريح مگه نميخواي اين دل مريض هم
شفا بگيره مگه نميخواي اين دل پر معصيت با يه نگاه آقا پاك بشه دلي كه جاي
هر كس و ناكس نيست دلي كه بهت دادن گفتن پاك نگهش ميداري جاي خداست ...
چقدر بهش بي توجهي كردي چقدر با گناه سياهش كردي به حضرت بگو دستم
از همه جا كوتاهه گفتن بيا پيش غريب الغربا منم اومدم اينجا يه عنايتي كن آقا
اگه دلت شكست يعني اذن دخول رو گرفتي .
جلوتر ميري هر چي به ضريح مبارك نزديكتر ميشي سر وصداها بيشتر ميشه
سر وصدايي كه دوستش داري زمزمه ايي كه برات آشناست همراه درد دلاي
مردم صداي بال ملائك هم شنيده ميشه ........يه غم سنگيني رو دلت ميشينه يه
بغضي كه نميدوني چرا هر وقت به ضريح نزديك ميشي گلوتو ميگيره يه حالي
كه شايد ناشي از غربت سلطان و شاه خراسان هست فقط يه جورا دوست داري
سر رو شونه امام بذاري و تا صبح قيامت اشك بريزي .. به اوج بي نيازي
ميرسي ديگه هيچي نميخواي از همه جا بريده شدي يه سبكي و يه احساس پاك
يه آزادي از قفس بدن يه عروج از فضاي پست دنیا .....
شايد ساعتها بگذره و تو حس نكني نميدوني كجا داري سير ميكني كجا داري ميري
يا بهتره بگم كجا دارن تو رو ميبرن فقط اونقدر روحت شفاف شده كه يه چيزايي
ميبيني كه قبلا نميديدي.......
يه دنيا شرمندگي يه دنيا خجالت از حريم كسي كه دعوتت كرد و بهش قول ميدي
آدم بشي ولي وقتي برميگردي ...
چقدر ادعاهاي ما زياده چقدر بوي ريا از كارامون مياد يه كار كوچولو ميكنيم دوست
داريم به همه بگيم من فلانم من چنانم با اخلاص خداحافظي ابدي كرديم!!! و ديدار
به قيامت گفتيم با خودمون عهد بستيم هر جوري هست مانع ظهور بشيم فقط
الكي الكي ادعا ميكنيم منتظريم عاشقيم محبيم ... به كوچكترين بهانه ها دل
همديگه رو ميشكونيم زود قضاوت ميكنيم و تهمت ميزنيم همديگه رو وادار
به دشمني ميكنيم حتي حرفاي به ظاهر خداجويانه ما عمقش ريا و
خودپسندي شده دوست داريم به همه بگيم ما عقل كليم همه بايد مثل ما بشن
به هر كسي رسيديم از خودمون گفتيم و گفتيم نشون داديم خيلي به فكر اسلاميم
و در واقع هيچ و پوچيم ... آخه چه بلايي سر ما اومده ؟ اين خصلتها در شيعه
علي چكار ميكنه؟ جاي اين رذايل دل يه بچه شيعه كه نیست.....
دلم بدجوري پره از اونايي كه فكر ميكردم ..... ولش كن بيخيال .
خودمم دست كم ندارم!!
فردا كه مولاي ما ظهور كرد بايد بهش جواب بديم كه چرا با كارامون هم فرج رو عقب
انداختيم هم دل حضرت رو شكونديم اونهم چجوري هي ادعا كرديم ما جزو ملائک
مقربیم.....
اونایی که تازه از مشهد برگشتن اگه يه ذره هم عوض نشدن زيارتشون بي اثر بوده
مشهد رفتن كه فقط ديدن ضريح و چند قطره اشك نيست حرم يعني تحول يعني
عوض شدن يعني حداقل يه قدم بالا رفتن ..
زائر رضا دلت هواي مشهد نكرده ؟ دوست نداري دوباره ديوونگي كني جلوي حرمش ؟
از خود بيخود بشي و رضا رضا كني اونجا ديگه بهونه واسه اشك ريختن نيست راحت
راحت يه گوشه ميشيني و هر چي تو دلته خالي ميكني .. صفايي داره كه جای
دیگه پيدا نميشه . خوش بحال اونايي كه هميشه حال و هواي مشهد و حرم تو دل
اوناست خوش بحال اونايي كه دائم زمزمه زوار امام تو گوششونه . نماز كه
ميخونن روحشون پر ميكشه اونجا ..
دلم لك زده واسه اون كبوترا كه بيقرار از اينور به اونور صحن و گنبد ميپرن ...
دلم تنگ شده واسه وقتي كه وارد حرم ميشدم ... دلم گرفته از آخرين خداحافظي
كه با حرم كردم وقتي كه اينقدر دلم گرفته بود نتونستم جمله آخر رو بگم وقتي كه
نزديك در شدم گفتن بريم طاقت نياوردم بايد ميرفتم ولي دلم نميذاشت سرمو كه
خم كردم بگم با اجازه من رفتم ‚ ياد سلام كردنام افتادم آخه من تازه اومدم هنوز
هيچي نگفتم هنوز گيجم باورم نشده اومدم چرا با اين عجله ميگي برو من كه هنوز
كارت دارم علي بن موسي الرضا ... واي از اون وقتي كه ديگه به هر ترتيبي شده از
حرم ميبرنت بيرون بريم ديگه داره دير ميشه .. ولي تو در عالم خودتي يه بغض تو
گلوته كه شكسته و چشمات اشك ميريزه تو راه همش به فكر اون لحظاتي بودي كه
تو حرم گذشت اون حال و هوا اون صفاي حرم ... صحنها ، سقاخونه ها ، خادمها ،
كبوترا ، زائرا ... هر چند دقيقه سرتو برميگردوني عقب يه نگاه به گنبد ميندازي انگار
يكي داره با تيشه به دلت ميزنه ...
آخه تو كه اينجوري منو آواره خودت كردي چطوري دلت اومد بگي برو تو كه ميدوني
چه دلي دارم چرا نذاشتي بيشتر بمونم اصلا من حالا كجا برم برگردم به دنيا و
شلوغي دست و پا گيرش؟ ولم نكن همه جا دستمو بگير غريب الغربا ......
اللهم عجل بظهور الحجه
التماس دعا

<< منتظران مصلح خود باید صالح باشند >>
ديوار کوتاه بد حجابی..........
دزدان عفاف، از ديوار کوتاه بد حجابي و بي حجابي، راحت تر به حريم کرامت زنان و دختران دستبرد
ميزنند. اما زنان با حجاب، به خاطر آنکه در سنگر حفاظتي عفاف و پوششاند، از اينگونه
تعرضها و وسوسههاي شيطاني مصون ترند.
خوشا آنان که نگهبان مزرعه نجابت و باغ حيا و عفافند و با پوشش صحيح و کامل، محيط را هم
براي خودشان ايمن و سالم ميسازند، هم وسيله هوسبازي و به گناه افتادن ديگران نميشوند.
آنانکه زيباييهاي خود را در معرض ديد و تماشاي عموم ميگذارند، بيماردلان و هوسبازان را به
وسوسه گناه و شعله فساد مياندازند و در آلودگي آنان شريکند. خودشان نيز از دستبرد اهل
طمع مصون نميمانند.
آنان که از بي حجابي و برهنگي و خودنمايي لذت ميبرند، شايد فراموش کردهاند که دستگاههاي
دقيق خدا، اين صحنهها را ضبط ميکند و فرداي قيامت مورد سوال قرار خواهد داد.
براي لذت ديگران، عذاب الهي را براي خود خريدن، عاقلانه نيست. عاقل آن است که انديشه کند
پايان را.خواهرم!
خواهرم؛ ای سراپا الماس !
قدر خود را بشناس؟
با حجابت، پاسدار گوهر جان باش
حرمت خون شهيدان را نگهبان باش
نقل از وبلاگ حجه الاسلام جواد محدثی

...برايم باقيست در مجالي كه
در مجالي كه برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس كنند
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده عشق
آفرينندة ماست
مهربانيست كه ما را به نكويي
دانايي
زيبايي
به خود ميخواند
جنتي دارد نزديك، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد به گمانم
كوچك و بعيد
در پي سودايي ست
كه ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست
...
در محالي كه برايم باقيست
باز هم همراه شما مدرسه اي ميسازيم
كه فرد را با عشق
علم را با احساس
و رياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با بشيق تدريس كنند
...
لاي انگشت كسي
قلمي نگذارند
و نخوانند كسي را حيوان
و نگويند كسي را كودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غايت بكند
و به جز از ايمانش
هيچكس چيزي را حفظ نبايد بكند
مغز ها پر نشود چون انبار
قلب خالي نشود از احساس
درسهايي بدهند
كه به جاي مغز، دلها را تسخير كند
...
از كتاب تاريخ جنگ را بردارند
در كلاس انشاء
هر كسي حرف دلش را بزند
تا كسي بعد از اين باز همواره نگويد : هرگز
و به آساني همرنگ جماعت نشود
زنگ نقاشي تكرار شود
رنگ را در پاييز تعليم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زدگي را در رفتن
و برگشتن را از قله كوه
و عبادت را در خدمت خلق
كار را در كندو
و طبيعت را در جنگل و دشت
مشق شب اين باشد
كه شبي چندين بار
همه تكرار كنيم :
عدل، آزادي، قانون، شادي
امتحاني بشود
كو بسنجد مارا
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ايم
در مجالي كه برايم باقيست
باز هم همراه شما مدرسه اي ميسازيم
كه در آن آخر وقت
به زباني ساده
شعدر تدريس كنند
و بگويند كه تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما
مجتبي كاشانی
یکی از علما نقل می کرد :
شاعری به نام حاجب در مسئله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده و این شعر را در مورد شفاعت سرود:
حاجب اگر معامله محشر با علی است من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن
شب در عالم خواب امیرمومنان را دید که خشمگین بود و به او فرمود:« شعر خوبی نگفتی».شعرت را اینگونه تصحیح کن:
حاجب اگر معامله محشر با علی است شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن